آیا اندازه آلت جنسی مرد در رابطه مهم است؟

 

من و دوستم هر دو درگیر یک معما هستیم .خب ، ما دارای آلت تناسلی کوچکتر از حدی در مقیاس اندازه هستیم.حالا سوال ما این هست که آیا واقعاٌ اندازه آلت جنسی مهم هست؟

 

شما در حقیقت خیلی هم غیر طبیعی نیستید! در واقع مدتهاست که باشگاهی تشکیل شده که امثال شماها در اون عضو هستند! واقعیت این است که تقریبا همه مردان نسبت به آلت جنسی یکنفر دیگر حسودی می کنند! یکی می خواهد که آلتش طولانی تر باشد ، دیگری کلفتر ، یکی سفت تر ، یکی قدرت بیشتر و خلاصه که همه بدنبال آلت یکی دیگر حسودی می کنند!

اما حقیقت این است که تفاوت خیلی کمی میان آلتهای درشت تر و کوچکتر وجود دارد چون آلت کوچکتر اندازه بیشتری رو در زمان نعوذ بخود خواهد گرفت تا آلتهای کلفت تر و سنگینتر . توضیح اینکه آلت های درشت و دراز بعد از تخلیه منی سفتی خود را سریعتر از دست میدهند و این چیزیست که زنان اصلاٌ ترجیح نمی دهند. اندازه درشت آلت در سکس می تواند باعث فشار و زدگی زن از رابط نیز گردد.

مردان همواره فکر می کنند که شریک جنسی آنها از آلت بزرگتر بیشتر لذت میبرد.واقعیت این است که شریک جنسی شما بیشتر ترجیح میدهد که شما مهارت بیشتری در امور جنسی داشته باشید و بدانین که از آلت چطور استفاده می کنید و همچنین در طول رابطه فقط بخود فکر نمیکنین و یک عاشق با بازوهای گرمی هستید.

شاید بهتر باشد که شما پسرها اینقدر بروی اندازه آلت خود تمرکز نکنین و سعی کنین یکمفدار بروی تکنیکهای معاشفه و مواظبت و بوسه ها و لامسه کار کنید بجای اینکه همواره خود را درگیر بزرگتر کردن اندازه آلت خود کنید

 

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

معاینه و لمس آلت تناسلی - زنان

 

ترجمه مقاله ازسایت BBC

 

تماس آلت تناسلی - زنان

خیلی از زنان هرگز یک معاینه  درست به آلت جنسی خود نداشته اند. خیلی از آنها حتی اینقدر با خود راحت نیستند که اجازه فکر کردن در مورد یک کار به ظاهر خجالت آور را هم بخود نمی دهند.  دکتر پاولو هال تمرینی رو برای شما توضیح خواهد داد که با کمک آن می توانید با بدن خود بیشتر آشنا شده و بیشتر نزدیک گردید

 

بسیار خب . قبل از هر کاری ، جلوی هر چیزی را که بخواهد کنترل شما را به هم بزند را بگیرید. تلفن را خاموش کنید ، در اتاق را قفل کنید و اتاق را گرم نگه دارید..شما به یک آیینه دستی هم نیاز دارید.

با خود شرط کنین که خجالت رو دور بریزید. اگر احساس  کردید که انجام تمرین باعث می شود که احساس خجالت کنید ، به خود نهیب بزنید که اگر خود را بهتر بشناسید قطعاٌ در زمینه جنسی زندگی موفقتری خواهید داشت. احساس شهوت و تحریک جنسی شدن در طول تمرین اصلاٌ هدف ما نیست اگرچه که این اتفاق خواهد افتاد اما فروکش نیز خواهد کرد.

زمانی رو به لمس کردن شکم و پاها و رانها و نقاطی که احساس می کنید لمس و ماساژ آنها برا ی شما لذت بخش است اختصاص دهید. حالا به آرامی ماساژ را بسمت موهای زائد بدن خود پیش ببرید. خودتان را به یک دیوار تکیه دهید و به زیر سر خود  بالشتی قرار دهید. زانوهای خود را خم کنید و پاهای خود را از هم باز کنید. آیینه را بدیوار تکیه دهید که بتوانید براحتی آلت تناسلی خود را ببنید و بتوانید دستان خود را آزاد کنید.

توجه داشته باشید که لبهای بیرونی آلت توسط موها محاقظت می گردند.آنها را به آرامی از هم باز کنید تا بتوانید لبهای کوچکتر  که در داخل قرار گرفته را نیز  ببینید. به اندازه و رنگ آنها توجه کنید و سعی کنید که تفاوت آنها را در  حالت و حرارت با لبهای بزرگ دریابید. حالا با دقت و آرامی لبها را از هم باز کنید. اینکار براحتی واژن و کیلیتوریس را بنمایش خواهد گذاشت. لبهای داخلی بطور معمول در قسمت بالا و بخش کلیتوریس با یکدیگر تماس حاصل می کنند و از کلیتوریس حفاظت می کنند. می توانید مجرای ورودی و کوچکی رو بین واژن و کلیتوریس ببینید  urethra . قسمت بین واژن و آنال رو هم می توان مشاهده کرد که  perineum  نامیده می شود. بخاطر بسپارید که شکل و اندازه  آلت تناسلی از هر زنی تا زن دیگر فرق دارد.بخاطر بسپارید که  با اینکه شما تک هستید ولی  هیچ آلت تناسلی زشت یا بد فرم نیست و بر دیگری برتری ندارد.

در انتها باید به آرامی آلت رو ماساژ بدهید و با لمس نقاط مختلف آن ، تاثیر و واکنش آن را دریابید

توجه کنید: دختران باکره  از فرو کردن  انگشت بداخل واژن اکیدا خود داری کنند چراکه براحتی می توانند به پرده بکارت خود آسیب وارد نمایند.

ترجمه از سایت BBC

 

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

دلایل تنها ماندن زنان

5 اشتباه زنان که باعث تنها ماندن آنها میگردد

اگر در یافتن جفت خود منتهای کوشش خود را نموده ایـد
و در این زمینه بموفقیت چندانی دست نیافته اید، ممکن
است وقت آن رسیده باشد که درباره دیدگاهتان نسـبــت
بجستجوی عشق حقیقی تجدید نظر کنید. در این بخش
با پنج اشتباه متداول زنان در بازی عـشق آشنا میشوید.
اگــر بـرخـی از ایـن دلایــل بــرایــتـان آشــنــا بــود، خـود را
سرزنش نکنید. فقط بدانید که لیاقتتان بیشتر بوده و عهد
ببندید که برای بهتر بودن تغییر نمایید.

 

1- اگر فکر کنید که عشق هرگز شما را پیدا نخواهد کرد، چنین نیز خواهد شد بسـیـاری از زنـان نـاامـیدیـهــای رومانتیکشان آنها را متقاعد نموده که برای ایـنـکه مـورد محبت و توجه دیگران قرار بگیرند، به صـورت ذاتــی چیزی درونشان وجود ندارد. آنها مثلا میگویند: "کی حاظر میشه با من ازدواج کنه؟ مطمئنم که تا آخر عمرم تنها میمونم."

بطور واضح چنین زنانی همانند من و شما شایسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواریم!) اما آنها دارای مشخصه ای ترسناک می باشند که می تـوانـد بـرای سـالهای متمادی باعث تنها ماندنشان گردد: "پیشگویی کامبـخش." یعنی مسـئـلـه ای واقعـیـت می یابد چون مردم  انتظار واقعـیتش را داشته و بگونه ای رفتار میکـنند کـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پیشگویی کامبخش مسری نیست اما سبب میگردد تا ارتـباطات بالقوه به سویی مخالف بحرکت درآیـنـد. آن یـک بیـماری مـوذی اسـت. بـطور فیــزیکی، بیمار را دست نـخورده باقی میگذارد. اما هر قدر فردی بیشتر بگوید، "من هرگز عشقی نخواهم یافت،" احتمال وقوع چنین انتظاری افزایش میابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق دیدگاه کسی روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتی هستم که حتما همدمی پیدا خواهم کرد" -- پیشگویی آینده رومانتیک او نیز روشنتر خواهد بود.

اگر شما جزء کسانی هستید که افکارشان از دریغ و افسوس پر شده است،دست بکار شوید: مجله ای تاسیس کنید. هر روز چیزی دوست داشتنی درمورد خودتان بنویسید. این کار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتی می تـوانید با برخی از دوستان نزدیک یا اقوام خود هم فکری نمایید تا آنها بتوانند دلایلی که فکر می کـنند باعث خوشبختی یک مرد با داشتن شما میگردد را بیان نمایند. علت این تقاضای خـود را برای آنها بیان کنید، آنـها نـیـز احتمالا از کمک کردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـکـری مـنـفـی در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فکری مثبت جایگزین نمایید.

2- ایده بد بودن همه مردان را لگد کوب کنید
خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسیع یافت میشوند. نـکتـه ایـن اسـت کـه بـیـاموزیـد یـک مرد شایسته را هم تشخیص دهید و هم بخواهید. سحر یکی از دوستان من میگوید: "چنـدین سال جذب مردانی میشدم که ماموریتشان اذیـت کردن من بود. از زد و بندهایشان معلوم بود. وقتی میگفتند با من تماس میگیرنـد هیچگاه این کار را انجام نمیدادند، مرتب دروغهای احمقانه به هم میـبافتـند، می گفتند که مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان دیگر می رفتـنـد. حـتی یکی از آنهـا می خواست بهترین دوست من را از راه بدر کند." سحر مرتب سرزنش میکـرد کـه رابطه هایش مملو از تقلب و فریبکاری بوده است: هیچ مردی نمی تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اینکه او در مراسم عروسی دختر عمویش شرکت کرد. او گفت: "سـامان، داماد عسل، بهترین مرد دنیاست او حـتما عسل را خوشبخت و برای خوشحال کردن او زندگی خواهد کرد. وقتی برق شیرین و دوست داشتنی چشمان سامان را دیدم، بــا خـودم عهد بستم که روزی با مردی آشنا شوم که همانند گنجینه به من نگاه کند."

سحر وقفه ای در روابط خـود ایـجاد نموده و درباره وسـواس فـکریش نـسبت به مردان بد کمی به تفکر پرداخت. او میگوید: "پدرم  آدمی خوشگذران و به عنـوان یـک شـوهر و یـک پدر سرد و بی مسؤلیت بود. وقتی 10 سال داشتـم مـا را تـرک کـرد. بعد از آن گه گاهی که او را میدیدم، برای جلب توجه او چرخ و فلک مـیرفتم. وقتی برای داشتن دوست پسر بـه انـدازه کـافی بـزرگ شـدم، بصورت مجازی با افرادی ارتباط برقرار می کـردم کـه دارای اخلاقیات پدرم بودند. زمانیکه به خودم آمدم و فهمیدم که چه کاری دارم انجـام میدهـم، بـا مردانی روبرو شدم که آنچنان هم زرق و برقی و غیر قابل اطمینان نبودند."

امروز سحر نامزد دارد -- شخصی هم تیپ سامان. او میگوید: " نمیتوانم باور کنم که آن هـمه وقـت را با مردانی تلف کردم که همانند یک شیء بی ارزش با من رفتار میـکـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فکر میـکنم در نهایت به من آموخت که قدر یک مرد خوب را بطور حقیقی بدانم."
 


3- بعد از من تکرار کنید: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نیست
وقتی سارا، یک گرافیست 29 ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـویـی رویایی به حقیقت پیوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعید میبایست همه کارها را با هم انجام میدادند. سعـیـد ایــده متفاوتی داشت. سارا میگفت: " تصور میکردم وقتی به هم رسیدیم، سعید بازی بیلیارد دو بار در هفته و نیز بیرون رویهای بعد از کار خـود را با دوستانش کنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زیادی برایمان باقی نمی گـذاشت. نباید این وقت اندک را تلف دیگران میکردیم."

اینکه از شریک زندگی خود بـخواهید 24 سـاعـت روز و 7 روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرایانه و منـصـفـانـه نـیـسـت، بـا ایـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسیـاری از زنان اگر مردشان نیازهایی داشته باشند (مثلا کارها و یا خلوت های مردانه) که نتوان بوسیله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شکستگی و ترک شدگی مینمایند.

سستی و نیازمندی سارا منجر شد به اینکه سعید احساس کند گویی تحـت بازداشت خانگی قرار دارد. و فرقی ندارد که زندان چقدر با شکوه و مـجلل بـاشـد، زنـدانی بالاخره میخواهد خود را رهایی دهد. بین زوجین شکاف و جدایی ایجاد میشود.

شاداب ترین زن و شوهرها برای رشـد یـافتـن به یکدیگر اجازه نفس کشیدن می دهند. هرقدر جدایی زندگی آنها پویاتر باشد (در زمینه های مشاغل، سرگرمی ها، دوستان)، وقتی بهم میرسند مجبور خواهند بود مقدار بیشتری را با یکدیگر تسهیم کنند.

4- مرتکب عهدشکنی عاطفی نشوید
این حیاتی است که شریک زندگیتان فردی باشد که شما در مورد او با نزاکت و مهربانی رفتار کنید. اگر تمامی جوکهای مورد عـلاقه و داستـانـهای "روزهــای بــد گذشته" خود را برای یکی از دوستان و یا همکاران مرد خود تعریف کنید، وقتی به خانه برمیگـردیـد بـرای شوهرتان چه چیزی باقی خواهد ماند؟ ممکن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژی هر فردی دارای ارزش و اهمیت ویژه ای است و مـقـدار زیـاد آن در یـک رابـطه باعث تداوم می گردد -- و اگـر شما وقت و انرژی خود را با فرد دیگری صرف کنید بطور بالقوه به رابطه خانوادگی خود لطعمه خواهید زد. بـدتر آن اسـت کـه تـوسـط بـرقـراری رابطه با یک دوست و یا همکار مرد، اعـتـماد و اطـمیـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـدیـن ترتیب با بی وفایی او را آزار دهید. آذر یـک سرآشپز 34 سـالـه میـگوید: "بعد از گذشت 6 سال از ازدواجمان شوهرم حمید و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نمودیم. مشکل جدی نداشتیم، اما دیـگر او نـفـر اولی نبود که وقتی اتفاقی خوب یا بد می افتاد برایش تعریف میکرم. این افتخار نصیب رضا، همسایه مان، شده بود."

آذر هیچگـاه بـا رضـا رابطه جنسی نداشت اما آنها رابطه ای صمیمی را آغاز کرده بودند، مثلا آذر به سعید گفته بود که شوهرش موی مصنوعی بر سرش میگـذارد و سـعـید این موضوع را به عنوان جوک در خانه همسایه دیگرش در کنار باریکیو مـطـرح نـمـود. حـمـیـد وقتی شنید بالای سر کباب و مشروب در خانه همسـایـه در مـورد مسـائـل خصوصی او مضحکه می شـود، شـوکـه شـد و احـسـاس کـرد بـه او خیانت شـده. او همسرش را به بی وفایی متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرین دعوای ممکن بین زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل کردند، اما به آذر به بهای گـزافـی یـادآوری شد که ازدواج باید رابطه شماره یک او در زندگیش قلمداد گردد.

5- اگر فکر میکنید که همیشه حق با شماست، در اشتباه هستید
وقتی شیرین، یک دختر 29 ساله از شیراز، با نامزد خود علی آشنا شد، خوشحال بــود که با او وجوه مشترک بسیاری دارد. هر دو وکیل بودند، به ورزش شنا، اسکی و شطرنج عشق می ورزیدند. همچنین هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـیـریــن میگوید: "همه چیز علی خوب و کامل بود بجز یک عیب بسیار بزرگ. همیشه فکر میکرد حـق بـا اوسـت و میخواست حرفش را به کرسی بنشاند -- خواه این که کدام رستـوران همبرگر بهتری دارد و خـواه کـدامـیـک از مـا بـخاطر دعوای قبلی اول عذرخواهی کرده. آن چیزی که خیلی دیر متوجه شدم این بود که من هم بهمان بدی هستم. نمی توانستم قبول کنم که فراموش کرده ام پیغام مهم تلفنیش را بـه او بـدهـم و یـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را باید جدی می گـرفــتم. من دوست داشتم در شیراز بمانم و این کل موضوع بود. او یا باید من را ترجیح میداد یا تهران را."

علی تهران را تـرجیح داد. اگـر شـمـا و یـا شوهرتان هرگز نـتوانید اشتباه خود را بپذیرید، ممکن است به کامیابیهای کوچکی دست پیدا کنید، اما هـرگز رضـایـت واقعی را بدست نخواهید آورد. معذرت خواهی نشانه ضعف نیست بلکه عشق یعنی گـهــگاهـی مجبور شوید بگویید که متاسفید.

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

5 روش واداشتن مردان برای بیان احساست درونی

5 روش واداشتن مردان برای بیان احساست درونی


"
نمیدونم به چی فکر میکنه چون اون هیچوقت درمورد
احساسش با من حرف نمیزنه."

ایـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ برای اکثر زنان واداشتن
شـوهـرشـان بـرای ایـنکه احـساسات درونی خود را با آنها در
میـان بـگـذارنـد، کـار مشکلی بنظر میرسد. در این شرایط زن
احساس میکند که ناموفق بوده و برای مرد سوء تعبیر پـیــش
می آید. اما در این میان موضوعی وجود دارد که اغلب زن هـا
از آن بـی اطـلاع هستند. مردها میخواهند صحبت کنـنـد. تحـت شـرایـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت میپردازند. اکثر مردان نیاز دارند که با همسرشان درد دل نموده و کمی سبک شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان برای بیان احساساتش چـیسـت؟

 

راز شماره 1
مردان حقیقی از عدم پذیرش وحشت دارند -- واقعا!
این درست است. اغـلب مـردها احساس می کنند که زنها در مورد آنها بسیار منتقدانه رفتار می نمایند، و نگران این هستند که نکند بعد از بیـان آنچـه کـه در ذهنشان میگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذیش او تحقیر شوند. برای زنها مهم اسـت بدانند کـه نفس و شخصیت یک مرد شکننده تر از نفس و شخصیت آنها بوده و آسانتر مورد تهدید قرار میگیرد. این موضوع بخصوص زمانیـکه یک مرد در رابطه ای نـزدیـک و صمـیـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بیشتر نمود پیدا می کند: او مشتاق تصدیق و عکس العملهای مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند که موجب خشنودی او شده است.بنابراین اگر مردی احساس نماید که شما تصمیم دارید در موردش قضاوت کنید، و یا بدلیل گفتـه هـایش به گونه ای متفاوت به او نگاه کنید، مطمئن باشید که وی صحبت نخواهد کرد.

داوری کردن در مورد شریک زندگی به معنای اجازه دادن به او بـرای بیان ذهنیاتش نبوده و شما را مشتاق برای شنیدن حرفهای او نشان نخواهد داد.منـظور این نیست که شما نظر و ایده ای نداشته باشید و یا نتـوانید آن را در فرصـتی بیان کنید. یک مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس کند بدلیل آنچه کـه هست مورد پذیرش حقیقی قرار گرفته، نه به دلیـل آنـچه که ممکن است شما دوست دارید باشد. صبر و بردباری نمایید. اگـر عـجـولانـه تـوسط پیشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتی از قبیل "خوب، اشتباه میکنی، من قبول ندارم" یا "از کجا این فکر مسخره بـه ذهنـت رسیــده"، در برابر عقاید او عکس العمل نشـان دهیـد، هـر مـردی از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ایستاد. آنها نگران آن هستند که مبادا حرفی بسیار خصوصی از دهانشان خارج شـود کـه مطابق با تصور ذهنی شما از آنها نبوده و یا تصویری که بروز از خودشان در ذهن شما ایـجاد کرده اند را مخدوش کند.

یـک مرد دارای ایده های متفاوت بسیاری در موضوعات مختلف زندگیش اسـت -- حتـی در طـول یـک هفـتـه و یـا یـک روز می تواند بسیار متفاوت عمل نماید. به او اجـازه دهـیـد جنبه های مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانید از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقیقتا سعی در شناخت هویت و ماهیت او نمایید،وی فورا این موضوع را حس کرده، احساس راحتی زیادی نموده و از صحبت کردن با شما لذت خواهد برد.


راز شماره 2
شما نیز درون خود را آشکار کنید
بین زوجین بیان احساسات درونی باید به صـورت متقـابـل انـجام بگیرد. هر فردی دارای مشکلات، دغدغه ها و مسائل پنهانی در صندقچه قلبش می بــاشد. بسیاری از مردان تصور می کنند " اگر این مسـائـل را به او بگویم، ترکم خواهد کرد." شما مجبورید نشان دهیـد کـه جـریان ایـن نیست. به این منظور برای او از خود چیزی را فاش کنید که نشان دهد به همان اندازه ای که او به شما اعتماد دارد، شما نیز به او اعتماد دارید.

هنگامیکه او شروع بـه بـیان احساسات دورنی خود میکند، به آنچه که میگوید گوش فرا داده، قدمی به جلو بـرداشته و در عـوض پیشنهادی مثبـت ارائـه دهیـد. بعد از اینکه وی مسئله ای خصوصی را ابراز نمود، چیزی شبیه این بگوید "خوب، اینکه چیز بدی نیست من بدتر از اینها بودم." یا "من واقعا آن چیزی که اتفاق افتاده را تحسین می کنـم." و آن چیزی از داستان را که واقعا می پسندید انتخاب کنید. ( از مسائل ساختگی دوری کنید چون موضـوع لوس شده و تبدیل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم همیشه میتوانند متوجه شوند که کسی آنها را دسـت انـداخـته و این موضوع هیچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهید بداند که شما جانبدار او هستید و با تجربیاتش تنها نخواهد ماند.

در حالیکه عملا نشان میدهید، مطمئن شوید که از او طرفداری میکنید. بسیاری از زنها فقط به این دلیل به داستانهای شوهرشان گوش می دهند که به او بگویند که چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداری شخص دیگری را میکنند. با ایـن حـال مـهـم است که موضوع را از این نقطه نظر بنـگرید: اکنـون زمـان درس دادن بـه او نـیست، بلکه زمـان "ایـجاد دوستی و مودت" است. وقتی دو نفر پیمان دوستی می بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربیات خود پرداخته، و به همین دلیل احساس نزدیکی و آسودگی می کنــند. این جـا شـما در حال ایجاد سازگاری و تفاهم می باشیـد، احساسی که هر دوی شما سیاره ای یکسان را اشغال نموده و در دنیایی متشابه زندگی می کند.

اینکه چه تعدادی از مردان احساس تنهایی شدید مینمایند، شگفت انگیز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت کـه هـمیشه سـاکـت بـاشـنـد، ایـن تـصور غلط نیز در ذهـنشان پـرورانده شـده که صحـبـت نـمودن در مورد احساسات درونی عملی به دور از شان و منزلت مردان بشمار میرود.عـکس العملهای مثبت و صادقانه شما بسیار ضروری است. اگر بـه ایـن نـحو رفـتـار نـمایید، شـوهر شما احساس خواهد کرد که کسی وجود دارد که او را درک کند، و آنگاه حتی بیشتر و بیشتر از ذهنیاتش برایتان خواهد گفت.

راز شماره 3
گذشته را فراموش کنید
آیـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود "گـفـتـگویی" داشـتـه ایـد که به بگو مگوهای مـربـوط بـه نارضایتی های گذشته،اشتباهاتی که انجام داده،اذیت و آزارهایی که بشما روا داشته، و آنچه که اکنون مدیون شما است، منتهی شده باشـد؟ چنـیـن مـوضوعی تقریبا در هر رابـطـه ای اتــفاق می افتند اما واقعیت باقی می مـاند؛ مـردها وقـتـی آمـدنـش را حـس میکنند، آشفته حال شده و عقب می نشینند.

وقتی مردی از این وحشت دارد که صحبتهایش در آینده تـحـریف و سـوء تـعبـیر شده، به دیـگران گــفته شده و یا علیه خودش مورد استفاده قرار گیرد، بیان احسـاسـات بـرایـش غیر ممکن می شود. و تنها راه عبور از این تله ارتباطی این اسـت کـه بدانید آنچه که در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه که او انجام داده و یا گفته، شما نیز درگـیـرش بوده اید. روابط همگی مانند رقص هستند. هیچکس خوب مطلق و یا بد مطلق نیست. در واقـع، بجای در نظر گرفتن یک فرد به عـنـوان شخصی بد یا خوب، بهتر است که نقشهای بازی شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهایـی که قدرت رها ساختن خود را از آنها نداریم، مورد توجه قرار داده شوند.

بـرای مثـال بـرخـی از زنـها عـاشق بازی نمودن با قربانی عشق خود هستند. آنها برای اعتبار بخشیدن و توجیه کردن احساسـات خودشان و نیز  احساس قدرتـمندی در بـرابـر شریک زندگی خود، اشتباهات و خطاهای گذشته او را بهانه میــکنند. در حقیقت ممکن است با این روش مدتی او را برای خود نگه دارند ولی آنچه که مشخص است این رابطه متزلزل بوده و در آستانه شکست قرار دارد.

اگر میخواهید این وضعیت تاسف بار زندگی زناشویی را تغیـیـر داده و یـا از آن پیشگیری کرده و به شوهرتان کمک نمایید تا راحت با شـما حـرف بـزند، این راه را امتحان کنید: به سهم خود در شرایطی که پیش آمده مسئولیتی را بعهده بگیرید و ببینید که به چه نحو در مورد اتفاقی که روی داده مـمکن است دخیل بوده باشید. البته این موضوع به معنای مقصر دانستن خود نیست. به شرایـط با دیدی باز بـنـگرید. به روی تمام مسـائلی که او "درست،" و نه "غلط" انـجـام داده، تمرکـز کـنـیـد. اگـر نــیاز به راهنمایی بیشتر داشتید، لیستی از آنچه که در رابطه تان عاید شما شده است، و آنـچـه که شما در عوض نصیب شـوهـرتـان نـموده اید، تـهیه کنیـد. بـه زمان هـایی کـه شما نیز مرتکب کوتاهی و قصور شده اید، و به راه هایی کـه هـر دوی شـما تـوسـط آن رشد یافته و تغییر کرده اید، توجه نمایید.

توانایی بخشش دیگران ممکن است فقط بـسادگی دانستن این باشد که آنچه در مورد او یکسال پیش حقیقت داشته ( و نیز در مورد خـود شما ) شاید اکنون حقیقت نداشته باشد. در زمان حال متمرکز باشید. یک ارتباط ماندگار و راستین مستلزم داشتن قابلیت ماندن در زمان حال و فراموش کردن گذشته میباشد


راز شماره 4
شنونده ای استوار و ایمن باشید
آیـا داشتن روابط صادقانه امکان پذیر است؟ فرض بر این است که همه افراد بـرای صـادق بودن تلاش می کنـنـد. حـقیـقت این است که تعداد اندکی چنین هستند. و دلیل عمده عدم صداقت این است که عواقب و نتایج آن خوب و قابل توجه می بـاشد. اغـلـب مردان احساس می کنند که زنهـا می خواهد و نیاز دارند که دروغ بشنوند چون قادر به پذیرش صادقانه حقیقت نیستند. برخی از مردها تصور میکنند که از بیان حقایق زندگی خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا کـه باعث آشفتگی و اضطراب وی خواهد شـد. در واقـع، بسیاری از زنان برای کنترل شوهر -- و رابطه -- خود از احساساتشان استفاده میکنند. آنها پاسخهای بخصوصی را از شوهر خود طلب می کـنند و در صورتی که آن پاسخها را دریافت ندارند، احساس پریشانی خواهندنمود.سپس وقتی شوهرشان دهان نگشوده و صحبتی نمی کند، متعجب میگردند.

متاسفانه، بسیاری از زنان تصوراتی قدرتمند از چگونگی احسـاس و تـفکر یک مرد را نیز در سـر مـی پرورانند که این نـوع خـیـال پـردازی بـاعث ویرانی حقیقت شده، و بـنـابـراین این گـونه بـه مردان اجازه میدهند که از طریق طرز برخوردهای مختلف متوجه شوند کـه نیازی به بیان حقیقت نداشته و آنها نیز تمایلی به دانستن حقیقت ندارند.واضح است؟ اکثر زنها در این مـورد مقصرند، امـا اشـتیاق بـرای گوش دادن به آنچه که او مجبور است بگویید سرآغاز یک رابطه  کامل حقیقی محسوب میگردد. این باعث می شود تا یک مرد احـساس کند شریکی ثابت قدم دارد که در پستی بلندی های زندگی همراه او خـواهـد بود.

اگر برای خروج از ایـن تصورات غیر واقعی آمادگی دارید، زمان آن رسیده که سه چیز را از خـود سـؤال کنـید. چه میزان از حقیقت را میتوانید تحمل کنید؟چقدر واقعا نیاز داریـد؟ آیا از شوهر خود می خواهـیـد کـه تـصـویری خیالی بـرای شما باشید، و آیـا مشتاقید به او اجـازه دهیـد حقیقی گردد؟ اینها سؤالاتی بزرگ هستند. شاید نتوانید همین حالا تمام واقعیت را به یک باره دریابید، اما قطـعـا مـی توانید عـضلات بردباری خود را پرورش داده و در مسیری مستقیم حرکت نمایید.

به طرز عجیبی، همه تصور می کنیم که تخـیـلات بـاعـث ایـجاد احساسی شگرف در ما میگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانیم حقایق بیشتری را دریابیم، نیرومندتر رشد خواهیم کـرد. تـوانـایی پـذیرش حقیقت از دیگران همچنان که متوجه می شویم امنیت واقعی نه از تصدیق دیگران بلکه از صادق بودن با خود نشات میگیرید، افزایش می یابد.

راز شماره 5
با خودتان صادق باشید -- آگاه باشید
این پرسشی قدیمی ولی خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشیم چگونه میتوانیم با دیگران صداقت داشته باشیم؟بهترین روش کمک بـهر مـرد برای بیان راحت احساساتش این است که ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـیعی رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذیرشی ایجاد کنید. کسانی کـه در زنـدگـی بـا آنـهـا مـواجـه مـی شویم انـعــکاس بـخشهای مختلف خودمان هستند و ما افرادی را جذب می کنیم که هرکدام بنـحوی ما را در عشق ورزیدن به بخش دیگری از خودمان یاری می کنند.

به همین دلیل است که عناوین مصرح شده در این مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلکه باید در رابطه با خـودمـان هـم بکـار بـبـندیم. بــرای مثال آیا شما قادرید از قضاوت درمورد خودتان بگذرید؟ آیـا نارضـایـتی حـاصـل از اشتـبـاهاتی کـه در گذشته مرتکب شده اید را پایان میدهید؟ و آیا همیشه در انجام اشتباهاتی که مرتکب شده اید پافشاری میکنید؟ وقتی با خود به این طریق رفتار می نـمایـیـد، طبـعـتا با شریک زندگی خود نیز به همین مـنوال رفــتار خواهید کرد. اگر شما در جوانی همیشه مورد بد رفتاری قرار گرفته و یـا در برخی از مسائل احساس کمـبود نـمـوده بـاشید، احـتمـال دارد همیـن رویـه را در مــورد شوهرتان در پیش بگیرید.

آگاهی در اینجا نقش تعیین کننده ای دارد. اگر می خواهید فضای پویاتر و باز تری را بین خود و شوهرتان ایجاد کنید، فهرست دقیقی از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزدیکانتان در گذشته با خود را تهیـه کنـید. اگر صدمه دیده اید، این فرصتی برای شما خواهد بود که تصمیم بگیرید دیگر زندگی خود را بر اسـاس معـیـارهـای گذشته بنا نکنید. آنرا تغییر دهید. تصمیم بگیرید در بـرابـر خـود و کـسی کـه با او هستید، مهربان و پذیرا باشید.

گاهی اوقات ما در برابر فرد دیگری تسلیم میشویم به این انتظار کـه او نـیـز همین کار را انجام دهد. وقتی آن محقق نمیشود، خشمی پنهانی شروع به پیدایش میکند. چنـیـن حالتی باعث بروز رفتارهای متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و دیگران خواهد شد. برای رسیـدن بـه عدالت واقعی باید بدانید که به همان اندازه ای که می بـخشید، بـه هـمـان انـدازه هم بدست می آورید. وقتی به فردی احترام و توجهی مطلق را روا می داریـد، آن احترام و توجه را به خود نیز مبذول می نمایید. شما بهترین روش را در پیش گرفته اید و اثرات و نتایج سودمنـد آن دیـر یـا زود نـمایـان خواهند شد. زمانیکه با دیگران طوری رفتار میکنید کـه مـورد احـترامتان است، درحقیقت حسی از ارزش و اعتبار را ایجاد مینمایید.

با خودتان صادق باشید و متوجه خواهید شد که این عمل مسری است. شریک زندگـی شما به همین منوال رفتارش را پیش خواهد گرفت. او بصورتی راحت و طبیعی صحبــت کرده و احساست واقعیش را ابراز خواهد نمود

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

نکاتی در مورد تقویت در ارتباطات تلفنی

برخی از مسائل وجود دارند که مردان و زنان هیـچـگاه در مورد آنها به اتفاق نظر نمی رسند. مانند لذت خـریـد یـک جفت کفش، ریختن کشک در آش رشته، دیدن فیلمهای  جنگی و البته صحبت کردن پشت تلفن برای ساعتـهـاو  ساعتها... و ساعتها.

فکر کنید که چقدر به تماشای فـوتبال علاقـه داریـد. آن را  در عدد 10 ضرب کنـیـد تا مـیـزان عـلاقـمـنـدی زنـان بـرای صحبت کردن پای تلفن بدست آید. برای اغلب آنها تلفن  بسیار بیشتر از یک وسیله ارتباطی بشمار میرود. بـلـه،  در واقع تلفن یک فعالیت بـی انـتـها برای آنـهـا است؛ یـک   رویداد؛ یک وسیله تفریحی به جذابیت یک شبانه روز رقص و پایکوبی.

تلفن فقط یک وسیله تفریحی برای زنان نبوده و می تواند دارویی سالم از تحریک ذهنی فراهم آورد. درحقیقت یک مکالمه خوب تلفنی میتواند حتی جایگزین مطالعه موضوعی  از هر مجله مربوط با زنان گردد.

 

به او تلفن کنید

هرگاه متوجه عشق آتشین زنها به تلفن و نقش حیاتیش در زندگی آنها شدید،خواهید توانست آن طـور کـه سـزاوار و شـایـسـتـه است به طرف تلفن رفته و مکالمات خود را با بردباری و تبحر انجام دهید و نه بصورتی آزار دهنده و خسته کننده.

فراگیری روشهای برخورد متبحرانه با مکالمات تلفنی می تواند تفاوتهای بین یک رابـطـه معمولی را با یک رابطه آتشین مخشص نماید. اگر می خواهید با صحبت به قلب او نفوذ نمایید، ممکن است لازم باشد برخی از این صحبتها پای تلفن انجام گیرد.

در ادامه 8 نکته جهت بهبود مهارتهای تلفنی را مشاهده می کنید.

1- چیزی برای گفتن داشته باشید

اگر شما تماس می گیرید، مطمئن شوید که مطلب خاصی برای گفتن داشته باشید - چیزی که او علاقمند به شنیدنش باشد. تماس برای دعوت کردن او برای گردش،لباسی که قرار است در میهمانی بپوشید و بیان اینکه از مدل موی او خوشتان می آید، همگی می توانند آغازگر های خوبی برای مکالمه باشند. ( بخصوص بخش مدل مو )

2- به مکالمه خود جنبه شخصی دهید

بسیاری از مـردان از ایـن گـله دارنـد که تلفن خیلی غیر شخصی است، در حالیکه برای اغلب زنان تلفن یکی از شخصی ترین ابزارهای ارتباطی محسوب می گـردد. زنـها فقط برای درخواست تاکسی از تلفن استفاده نمی کنند. آنها هنگام استفاده از تـلفـن هیچ موضوعی را آنقدر شخصی به شـمار نـمی آورنـد کـه نـتـوان در مـوردش صـحبت نمود و ساعتها در مورد اسـرار زنـدگی، دوران بـچگی و دیگر مسائل احساسی تلفنی به بحث و گفتگو می نشینند.

اگرچه ممکن است شما آمادگی صحبت درباره احساس درد عمـیـق ناشـی از تـصـادف سگتان با یک ماشین نداشته باشید. با اینحال مراحلی وجود دارد که با طی نمودن آنها می توانید با مکالمه خود با او جنبه شخصی تر ببخشید.

در خلال صحبت، سعی کنید به عکسی از او نگاه کنید. دیدن صـورت وی هنگاه مکالمـه ممکن است باعث گردد احساس پیوستگی بیشتری نسبت به او نـمـوده و کـمی بازتـر عمل نمایید

3- انجام چندین کار بطور هم زمان را بیاموزید

شما فکر میکنید که صـحـبـت بـا تـلفن وقت تلف کن است؟ نظر همسرتان ممکن است چیز دیگری باشد. ادامه دهید، فعلا گوشی را قطع نکنید. صحبت پای تلفـن بـه مـعـنـای مـعلق گذاردن مابقی امور نیست؛ فـقـط کـافی است هـم زمـان انـجام دادن کــارهــا را بیاموزید.

جهت اجتـنـاب ورزیـدن از اخـتـصاص هـمه تـوجـه خود به تلفن، نوع بلندگو دار آن را تهیه کنید تا بتوانید در حین راه رفتن صحبت نیز بکنید.بهتر از آن این است که نوع گوشی دار را خریداری کنید تا هر دو دستتان  بـرای انـجام مـابقی کارها آزاد باشند. حتی یک تلفن بی سیم هم می تواند به شـما امـکان مرتب کردن لباسها یا حتی شستن ظروف را در حین صحبت با همسرتان بدهد!

4- حواستان را به تلفن دهید

هـر کـسـی نـمی تواند از عهده انجام دادن کارها بصورت همزمان برآید - اگـر واقـعـا قـادر نـیستید که همزمان با کوتاه کردن ناخن ها با تلفن هم صحبت کنید، بهتر اسـت تــمـام حواس خود را صرفا متمرکز مکالمه نمایید. درغیر اینصورت ممکن است به خوبی متوجه حرفهای طرف مقابل نشوید. بنابراین عاشقانه به تلفن خیره شده و فقط گوش دهید!

5- سؤالات سرگشاده بپرسید

جواب این سؤالات فقط محدود به "بله" و "خیر" نشده و احـتـیـاج بـه بـسط بیشتر دارند. آماده باشید. لیستی از سؤالات "بی خطر" نـزد خـود داشـته باشید تا بیشتر مکالمه را او بـتـوانـد انـجام دهد. برای مثال سؤالاتی در مـورد ضـبط صــوت و یـا لـبـاس جــدیــدش می تواند تلفن پسند باشند.

سؤالاتی در مورد چگونگی رابطه با مادر و نیز آن عکس اسرار آمـیز روی میز سوژه های مناسبی نمی باشند. اگر به دلایل پیش بینی نشده گفتگوی شـمـا به خارج از مسـیـر اصلیش منحرف شد، با به میان آوردن سؤالاتی نظیر مدالها و افتـخـارات ورزشـی او، به صندلی تکیه داده و بگذارید وی سکان صحبت را به دست بگیرد.

6- کنترل مکالمه را در دست داشته باشید

مکالمـات زنـان هیـچ حـد و مرز احساسی نمی شناسد و چنانچه خودسرانه ادامه پیدا کند، ممکن است منتهی به سراشیبی های عمـیـق و خـطـرنـاک احـسـاسـی گردد. اگر می خواهید فقط زمانی که مشغول پوست کندن پیاز هستید اشک چشـمانتان سـرازیر گردد، سعی کنید مکالمات را تحت کنترل خود نگاه داشته و از منحرف شدن آن بـسمت مسائل احساسی جلوگیری بعمل آورید.

برای کنترل نمودن مکالمه شا باید بیشتر سؤال کننده باشـید تـا پاسـخ گو. اگر صـرفا به پاسخگویی به سؤالات وی بپردازید ممکن است زیرکانه باعث گردد در مـورد احساسات و "موقیعت های  بدون پیروی" خود صحبت بمیان آورید.

7- او را تشنه نگاه دارید

اسرار آمیز و غیر قابل پیش بیـنـی بـودن بـاعـث جـذابـیـت بـیشتر می گردد. همانند مرد عنکبوتی بافته ای سراسر رمز و راز پـیـرامـون خـود بـتـنـید. هـمه جزئیات و ریزه کاریهای زندگی خود را برای او بازگو نکنید. شاید یک پینـگ پـنـگ باز مشهور جهانی باشید - اما این موضوع را برای دفعه دیگر نگاه دارید.

8- موقرانه خارج شوید

خوشبختانه هر مکالمه ای پایان خواهد پذیـرفـت. اما اشتباه نکنید. باید حداقل 5 دقیقه را برای انجام مراسمات خداحافظی اخـتـصاص دهیـد. گـفـتن خداحافظ به یک زن همانند وقت اضافه در ورزش هاکی است - فکر میکنیم که وقت تمام شده، اما نه مثل اینکه یک نیمه کامل باقی مانده.

بنابراین جملاتی مانند "باید برم، بازی شروع شده" را نمیتوان به عنوان یک خداحافظـی معقول مورد پذیرش قرار دارد. عباراتی بکار ببرید که او تصور کند شما از این گفتگو لـذت برده و امیدوارید بزودی او را دیده و با وی صحبت کنید. اگر واقعا عجله دارید به او بگویـیـد که مادرتان وارد خانه شد، غذا در حال سوختن است، باتری تلفن دارد تمام می شود و یا  مار زنگی خانگی شما در قفسش نیست!

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

5 مرحله تکامل عشق

عشـق مـیـان دو فـرد طــی چنـــدین مرحله متفاوت تکامل
می یـابد که به مـنـظور بــقای عشق هر کدام ازاین مراحل
اهمیت خاص خود را دارا میباشد این مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربایی، هوس (اشتیاق مفرط)، صمیمیت
و تعهد است:

 

1- مرحله مجذوب شدن
واکنــش مـثـبـت نسـبت به یک شخص است که خود به دو
مرحله تقسیم بندی میگردد:

* مجذوب شدن فیزیکی: هنگامــی روی مــــی دهد که
جـسم شمـا نــــسبت به یک شخص از خود واکنش نشان
میدهد. واکنشهایی همچون: افزایش ضربان قلب، افزایش درجه حرارت بدن، تعریق کف دستها و دلهرگی. این مرحله سطحی ترین و ابتدایی ترین مرحله عشق میباشد اما در عین حال یکی از قدرتمند ترین عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفی: هنگامی که اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شکل میگیرد. پس از آنکه شما از لحاظ فیزیکی مجذوب شخصی گردید سپس باب گفتگو را با وی خواهید گشود و اگر متوجه شدید که اشتراکاتی با یکدیگر دارا میباشید از قبیل سرگرمیها، طرز تفکر، ایدئولوژی، شغل، تحصیلات، علایق و دیگر زمینه های مشترک سپس از لحاظ احساسی مجذوب یکدیگر خواهید گشت.

همچنین مجذوب شدن از لحاظ عاطفی حتی میتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فیزیکی نیز به وقوع بپیوندد. در این صورت پیوند و رابطه مستحکم تری ممکن است میان دو فرد ملاقات کننده پدید آید. زیرا پیشداوریها و پیش فرضهای مبتنی بر ظاهر فیزیکی دیگر وجود نخواهند داشت.


2-دلربایی
در اصل به عمل تلاش برای تاثیرگذاری و جلب توجه و نظر فردی دیگر توسط توجه متقابل و اهدای هدایا و غیره اطلاق میگردد. دلربایی نیز دو قسم است:
 

دلربایی خودخواهانه و دلربایی غیر خودخواهانه و با خلوص نیت.

دلربایی خود خواهانه: هنگامی روی میدهد که شما اقدام به اعمال رمانتیک میزنید صرفا بمنظور منفعت شخصیی خودتان. مانند هدیه دادن برای تحت تاثیر قرار دادن شریک خود. در واقع شما دلربایی را بعنوان یک آلت و به عنوان معامله بکار میبرید.

دلربایی خالصانه:هنگامی روی میدهد که شما تنها برای دلخوشی و لذت شریکتان دست به اعمال رمانتیک میزنید. شما نیز تنها از خوشحالی و لذت شریک خود ابراز خوشنودی میکنید.

دلربایی (و یا عشق) خودخواهانه خیلی زود به سردی گراییده و زایل میگردد. اما دلربایی ( و یا عشق) عاری از هر گونه خودخواهی تداوم خواهد یافت. از آنجایی که دلربایی و رمانتیک بودن یک عمل میباشد بسیاری از افراد که مدت زیادی را با یکدیگر گذرانده اند آن را به دست فراموشی میسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله های آن را مجددا افروخته سازند.


3- مرحله هوس(اشتیاق مفرط)
آرزوی داشتن فردی، تا آن حد که جدایی از آن فرد غیر ممکن میگردد. این هنگامی است که رابطه احساسی مبدل به رابطه فیزیکی میگردد. این مرحله بسیار حائز اهمیت است. این مرحله لحظه ای است که رابطه به یک دو راهی منشعب میگردد که دو فرد میباید یکی از آن دو راه را برای ادامه مسیر برگزینند: یک راه که به تباهی می انجامد و مسیر دیگر که به مرحله والاتر منتهی میگردد.


4- مرحله صمیمیت
به یک ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک اطلاق میگردد. دو فرد افکار، عقاید، احساسات و رویاهایشان را با یکدیگر قسمت میکنند. در یک صمیمت حقیقی چیزی برای پنهان ساختن از یکدیگر وجود نخواهد داشت. صمیمیت یک پدیده ناگهانی نبوده بلکه یک روند تدریجی و پیشرونده میباشد که هیچگاه متوقف نمیگردد. هرگاه صمیمیت در یک رابطه وجود نداشته باشد ممکن است آن رابطه برای مدتی دوام بیاورد اما همیشگی نخواهد بود.


5- مرحله تعهد
به التزام برای صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختیها و خوشیهای زندگی اطلاق میگردد. اگر شما قادر بوده اید تا این مرحله از عشق پیشروی کنید پس چرا میخواهید به همه چیز پشت پا بزنید؟ به یکدیگر گوش دهید، با یکدیگر سازش کنید و به خاطر داشته باشید که برای دستیابی به این مرحله و موفقیت مسیر دشواری را پیموده اید. بنابراین قدر جایگاه خود را بدانید.

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

شخصیت شما - درون یا برون گرا

 

شخصیت شما

شخصیت انسانهارا می تـوان بـا معیارهـای گـونـاگونی به
دسته های مختلف تـقسیم بندی کرد. در اینـجا شخصیت
انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با دیگران به دو دسته
درونگرا و برونگرا تـقسیم بندی شده است. مـتوجه باشید
کـه هـر دوی ایـن دو نوع شخصیت کاملا طبیـعـی و نـرمـال
می بـاشـد. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده
و درونـگرایان به سوی جهان ذهنی و غیر عینی. شــما با
آگـاهـی یـافـتـن از خـصـوصیات شخصیتی هر دو گروه قادر
خواهید بود با شناساییشان رابطه بهـتـری بـا آنـهــا برقرار
سازید:

 

ویژگیهای شخصیتی برونگرا

1- علاقه مند به وقایع پیرامون خود.
2- رو راست و معمولا پر حرف.
3- عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه میکند.
4- اهل عمل و پیشقدمی در کارها.
5- بسهولت دوستان جدیدی یافته و یا با یک گروه خود را وفق میدهد.
6- افکار خود را بیان میکند.
7- علاقه مند به افراد جدید.
8- بزرگترین وحشت وی آن است که نکند پس از یک فاجعه هولناک آخرین بازمانده بشـر روی زمین باشد (ترس از قطع ارتباط با دنیای خارج و مردم.) تنهایی برای وی بسیار آزار دهنده میباشد.
9- از تعامل و ارتباط برقرار کردن با دیگران انرژی میگیرند.
10- خوش مشرب بوده اما زیاد احساساتی نیستند.
11- ریسک پذیرند، سریع تصمیم می گـیـرند، اجتماعی هستند، درک آنها آسان است، شخصیت آنها در خلوت و حضور دیگران یکسان است، معاشرتی هستند.
12- پس از آنکه حرف خود را زدند به گفته خود می اندیشند. علاقه مند به کار گروهی. نقل هر مجلس می بـاشنـد. موسیقی با صدای بلند و فعالیتهای هیجان انگیز را بیشتر دوست دارند.
13- رنگهای روشن را بیشتر دوست دارند. بیشتر از اعمال دیگران خشمگین میگردند تا خودشان. اطلاعات شخصی خود را بسادگی با دیگران قسمت می کـنند. رویکرد سریع الوصول را بیشتر ترجیح می دهـنـد. تنها از روی تجارب زندگی خود درس می گیرند و نه عبرت گرفتن از دیگران.

14- 57 الی 60 درصد از جمعیت را تشکیل میدهند.

الــبته خصوصیات فوق هیچ ارتباطی با اعتماد بنفس داشتن فرد برونگرا ندارد یک برونگرا ممکن است اعتماد بنفس پایینی داشته باشد.

ویژگیهای شخصیتی درونگرا

1- علاقه مند به احساسات و افکار خودشان. نیاز به داشتن قلمرو شخصی. کـم حرف، ساکت و متفکر.
2- دوستان زیادی ندارد. در ارتباط برقرار کردن با افراد جدید مشـکل دارد. عـلاقـه مـند به سکوت و تمرکز. از دید و بازدید های غیر منتظره و ناگهانی بیزار است.
3- کارایی وی در تنهایی بیشتر است. بـزرگترین وحشت وی آن اسـت کـه در یـک جــمع شلوغ قرار گیرید. ترس از آنکه فردیت خود را از دست بدهد. از فـعالـیتهای انفرادی انرژی میگیرد.
4- در بیـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته می کنـد. بـیشتـر از دسـت کـرده خـودشـان خشمگین میگردند تا دیگران. معمولا کمرو هستند. درکشان مشکل است. اهـل ایــده و عقاید نو.
5- شـخصیتی مـتمایز در خلوت خود و در حضور دیگران دارند. مشـتـاق و احسـاسـاتـی می باشند. معمولا احساساتشان را بیان نمیکنند. در جـمع نا آشنا ساکت اما در جمع دوستان خود راحت می بـاشنـد. تـمرکزشان قوی است. برای تصمیم گیری به زمان نیاز دارند. پیش از حرف زدن می اندیشند.
6- از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی خود با دیگران ممانعت میکند. مایل به رویکــرد آهسته اما دقیق می بـاشد. بـا مشـاهـده درس می آموزد (عـبــرت از دیگران) و پس از آموختن روش زندگی، زندگی خود را آغاز میکند.
7- 25 الی 40 درصد از جمعیت را تشکیل میدهند.

این خصوصیات هیچ ارتباطی با کمرویی درونگرایان ندارد ممــکن است آنها خیلی هم با اعتماد بنفس باشند. %65 نوابغ را درونگرایان تشکیل میدهند. 

را از لـحاظ آنکه چگونه اطلاعات کسب میــکنند به دو گروه حسگر و الهام گر میتوان تقسیم کرد:

حس گرها
تــمرکز بر دنـیـای فـیــزیکی، با حواس پنجگانه خود زندگی می کنـنـد، شـواهــد عینی و محسوس را می بینند، علاقـــمند به آن چه که هست، واقع بین، عملگرا، درک جزئیات، تنها بدیهیات و مشهودات را میبیند، در زمان حال زندگی میکند، نیاز به دانستن حقایق و شواهـد دارد، سـاده و مــحافظـه کار و سنتگرا، لذات فیزیکی را بیشتر دوست دارد، بـا اعتماد بنفس، جای جنگل درختان را می بیند، معمولا بانکدار، پلیس، ورزشکار، جراح و خلبانان جزو این گروه میباشند. علاقه مند به درک جزئیات.

الهام گرها
تمرکز بر جهان معنوی و ذهنی، از حس ششم، ندای درون و حدس و گـمـان اسـتـفـاده میکنند، انتزاعی، علاقــمند به آنچه که می تواند وجود داشته باشد، آرمانگرا، خیالباف، علاقه مند به درک مفاهیم و کلیات، ماوراء امور را می نـگرد، از قیاس، استعاره و تشبیه استفاده می کند، بیشتر در گذشته و آینده سیر می کـند، تئوریسین و متفکر، اصـیل و پیچیده، علاقمند بـه چیزهای جدید و غیر متعارف،شکاک. هنرمندان، دانشمند، شاعران و فیلسوفان جزو این گروه میباشند. جای درختان جنگل را میبیند.

اکـنـون مـی تـوان افـراد را از لــحـاظ شـیوه تصـمیـم گـیـریشان بـه دو گروه انـدیشـه ورز و احساسی تقسیم بندی کرد:

اندیشه ورزان
به واقعیت ارزش می نهد، در تصمیم گیری از منطق استفاده میـکند، علاقمند به اهداف و ایده ها، متوجه استدلال غلط دیگران می شود، پیروی از ذهن عقلگرا، صـادق در بیان افکارشان، نسبت به دیگران سختگیر، رفتارشان با دیگران عدالت آمیز است، معمولا به آنها برچسب سنگدل و بی احساس میزنند، حرفهای دیگران را بدل نمی گیرند، عینـی، منتقد، جو رسمی و مبتنی بر منطق را ترجیح میدهنـد، بــی احساس، ارزیابی دیگران برمبنای قوه درکشان میباشد، مهندسان، دانشمندان و مدیران جزو این گروه میباشند.

احساسی ها
ارزش نهادن به هارمونی، در تصـمـیم گـیری خـود از احسـاسـات فـردی خـود اسـتـفـاده میکنند، هنگامی که دیگران احتیاج به کمک و پشتیبانی دارند متوجه آن می گـردنــد، با قلب رئوف و احساساتی خود زندگی میکنند، معـمولا حقیقت را پنهان میکند تا شخص مقابل خود را آزرده خاطر نکنند، مهربان با دیگران، رحیم و بـخشـنــده نسبت به دیگران، به آنها برچسب احساساتی و ضعیف و سست میزنند، حرفهای دیگران را بدل میگیرنـد، ذهنی، همدل و دلسوز، جو دوستانه و گرم را ترجیح می دهـنـد، نـازک نارنجی، ارزیابی دیـگران بر مبنای اخلاقیات، علاقمند به دیگران و احساساتشان. پـرستـاران، مـعـلـمـان، هنرمندان و کشیشها در این گروه قرار دارند.

حال مـی توان افراد را از لحاظ آنکه زندگی خود را چگونه میگذرانند و نحوه نگرش آنها به زندگی به دو گروه انتخابگر وسبکباران تقسیم بندی کرد:

انتخابگران
مصمم، سریع تصمیم میگیرند، زندگی را استوار و قابل کنترل می کـنـنـد، پروژه ها را به سادگی به اتمام می رسـانـد، سـازمـان یـافـته و منظم، جدی، قابل پیشبینی، از زمان بندیها و جداول زمانی بعنوان راهنما سود می برد، از امور غیر مترقبـه بــیزار می باشد، سخت کوش، تـمایـل دارد کـارها را هر چه زودتر بـه پـایـان بـرسـانـد، وظیـفـه شـنــاس و مسئولیت پذیر است، میتواند خیلی کوته فکر نیز باشد.

سبکباران
پیش از تصمیم گیری ابتدا به شرایط خو گرفته و اطلاعات گرداوری می کـنـد، زنـدگــی را انعطاف پذیر و بدون تنش سپری می کند، ترجیح میدهد پــروژه را آغاز کند اما معمولا آن را به اتمام نمی رساند، در هم ریخته و بی نظم، بی خیال، هر کـاری پیـش بیاید انجام میدهد، با فراغت خاطر کامل کارها را به انجام میرساند، از اتـفاقات غافلگیر کننده و غیر منتظره لذت میبرد، دمدمی مزاج است، پشت گوش انداز، بیش از حد روشنفکر اسـت، بی مسئولیت و وظیفه نشناس، غیر قابل پیش بینی، از قـوانـیـن بـیزار و خواهان آزادی است

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

عشق افراطی

 

عشق افراطی و اعتیاد به عشق
هنگامی که عشق از یک عامل رشد دهنده و سازنده خود
خارج شـده و جنبه اعتیاد به خود میگیرد بسیار آزار دهنده
و مخرب می گـردد. اعتیاد به عشق یک دلبستگی ناسالم
(خودآگاه و یا ناخوداگاه) به شخص، رابـطـه و یا خود عشق
اطلاق میگردد. اعتیاد به عشــق انواع گوناگونی داشته که
یکایک به آنها میپردازیم:

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اعتیاد به عشق هم وابسته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ایـن نـوع اعـتـیـاد متداولترین نوع اعتیاد به عشق میباشد.
خـصـوصیـات افـراد مـعـتـاد هــم وابسته به شرح زیر است:

  • فرد معتاد به عشق، زمان، تـوجه و ارزش مفـرطـی بـرای فردی کـه به وی اعتیاد دارد اختصاص میدهد.
  • به خود بی توجه بوده و برای خودش ارزشی قائل نمیباشد.
  • قادر به تحمل همه چیز میباشد غیر از ترک شدگی و تنهایی.
  • دارای اعتماد بنفس  پـایـیـن اسـت. در تـعیین هویت خـویـش، دفـاع از خـویش و مراقبت از خویش دچار مشکل میباشد.
  • با آنکه محتـاج یـک رابـطـه صمـیـمانـه اسـت امـا به طـور نـاخودآگاه قادر به تحمل صمیمیت و نزدیکی نمیباشد.
  • با کنترل منفی قصد کنترل رابطه را دارد: به شریک خود میگـویـد چگونه باید رفتار کند تا رضایت وی را تامین کند و یا بالعکس.
  • رابطه یک جانبه میباشد. تمایل دارد عشق را با ترحم اشتباه بگیرد.
  • مسئـولیـت اعــمال دیگران را به طرز اغراق آمیزی به عهده می گـیـرد و بـیـش از وظایف قانونیش کار انجام میدهد.
  • نیاز شدیدی به پذیرش و تصدیق دیگران دارد. نیازمند به کنترل دیگران است.
  • هنگامی که میخواهد حق خود را مطالبه کند احساس گناه میکند.
  • از تـنـهایی هـراسـان اسـت. بـه خـود و دیـگران اعتماد ندارد. دروغ گـو و هـمـواره خشمگین بوده و در تصمیم گیری دارای مشکل میباشد.
  • معمولا به سیگار، کار زیاد، الکل و داروهای مسکن اعـتـیـاد داشـتـه و یـا قمـارباز میباشد.
  • تمام توجـه و دغـدغـه های زنـدگیش را به حل مشکلات شریک زندگیش معطوف می کند و از علایق و منافع خودش صرفنظر می نماید.
  • برای تقویت اعتماد بنفس اندک خود به عوامل خارجی پناه میبرد.
  • اعتماد بنـفـس وی با حـل مشکـلات و تسـکیـن درد و رنج هـای شـریک زندگیش تقویت میگردد.
  • هنگامی که شریک زندگیش وی را دوست می دارد احسـاس خـوشـایـنـدی پیدا میکند و بالعکس.
  • ترس از خشم شریک زندگی و طرد شدن مبنا و تعیین کننده اعمال و رفتار معتاد میباشد.
  • تمام آمال و آرزوهای آینده معتاد به شریک زندگیش وابسته و عجین شده است.
  • برای جلب رضایت و مـراقـبـت از شـریـک زنـدگـی خـود دسـت بـه هـر گـونـه عمل فداکارانه ای می زننـد. زیـرا از آن وحشت دارد که نـکنـد شـریـک زنـدگیــش از وی ناخوشنود گردد چون فکر میکند شریک ناراضی وی را ترک خواهد کرد.
  • نـاتـوانـی در تـعـیین حد و مرزهای معقول: خـود را بـا شـریـک زنـدگـیـش یـک فـرد میپندارد.
  • هنگامی که شریک زندگیش خواهان رشد فردی میباشد هراسان میـگـردد چـون این عمل را تهدید تلقی میکند.
  • راه حلهای مشکلاتش را در خودش جستجو نمیکند بـلـکه در شـریکش میجوید.
  • برای حس کامل بودن به شریک خود محتاج است.
  •  در واقع این اعتیاد ریشه در کودکی فرد معتاد دارد زمانی کـه مـورد بـی مهری و طرد شدگی والدینش قرار می گرفته است. بنابراین دنیا را مکانی نا امن یافته و میپندارد نمیتواند فردی دوست داشتنی باشد. وی دست بـه هر عملی میزند تا شریک زندگیش را کـنـار خـود حـفـظ کـنـد حـتـی اگـر شریـک زنـدگیـش مـعـتاد به مواد مخدر باشد. بنابراین ممکن است در برابر اعتیاد وی سـکوت کـنـد تـا شریک زندگیش وی را ترک نکند بنابراین یک نوع معامله با یکدیگر می کنند. بـه عبـارتی دیگر به یکدیگر "هم وابسته" میگردند.

چهار نوع دیگر اعتیاد به عشق...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2- اعتیاد به رابطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پـیـوستن و ارتـبـاط بـا یـک فـرد بـرای پرهیز از تنهایی و احساس دوست داشتنی نبودن. معتاد به رابطه حتی ممکن است با شخصی رابـطه بـرقـرار کـنـد کـه دوسـتـش نـداشته و کمترین عشقی نسبت به وی نداشته باشد و حـاضر اسـت هـرگـونه رنـج و عــذابی را تحمل کند اما تنها نماند. حتی اگر شریکش یک فرد سوء استفاده کننده و بد رفتار باشد نه تنها وی را ترک نمیکند، بلکه مورد پذیرش نیز قرار میدهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3- اعتیاد به عشق رمانتیک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشـق فـرد مـعـتاد رومـانـتـیک، سـر خـوش کننــده، پــر از روابــط جنـــسـی پــرحــرارت و خیالپردازیهای شهوانی می باشد. فـرد مـعـتاد تـنها برای مدت کوتاهی شیفته فرد دیگر میگردد و از نظر او هدف مورد علاقه آنها قابل تعویض میباشد. هرچه تعداد شریک زندگی بیشتر بهتر. ایـن گونه افراد از فعل و انـفـعالاتی کـه در پـی احسـاس عـاشـقـی بـه آنــها دست می دهد سرمست شده و پس مدتی که این احساسات و هیجانات فروکش کرد فرد معتاد نیز سرد شده و معشوقش را ترک میکند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
4- اعتیاد به عشق خودشیفته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینگونه افراد خودمحور، کنترل کننده، تملک جو، دارای تـوهم خود بزرگ بینی و احساس کامل بودن دارند، مصون از خطای انسانی. ایـن عاشقـها بـنـظر غـیر صـمیـمـی و از هـم گسیخته می آیند. ممـکن است با افراد دیـگری بـه غـیـر از شـریـک زنـدگـی خـود رابـطـه جنسی برقرار کند. دارای اعتماد بنفس پایینی میباشند. از اغوا، سـلطه گری و مضایقه کردن برای کنترل شریک خود استفاده می کنند.ایـنگونه افراد عقیده دارند فرد مقابلشان از حق انتخاب و یا تغییر در رابطه برخوردار نمیباشد. امـا اشتباه نکنید آنان نیز به شریک خود اعتیاد داشته و وابسته هستند. آنـان نیز از تنهایی و جدایی وحشت دارند. این امر هنگامی نمود پیدا میکند که شریک زندگی ایـن افراد تصمیم به جـدایی میـگیرد آن زمان است که معتاد خود شیفته دست به عملی میزند تا رابطه را حفظ کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
5- اعتیاد به عشق وسواس گونه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تجربه دلبستگی و خیالپردازیهای محرمانه نسبت به یک فرد میباشد. در واقـع یک عشق یک جانبه. فرد معتاد با قرار ملاقاتها و مناسبات مفرط (تماسهای تلفنی و درخـواستهای ازدواج در همان ابتدای آشنایی) با فرد مـورد نـظرش قـصـد دارد وی را از آن خـود کند. یک شیدایی و عشق مسموم که از اعتماد بنفس پایین و احتیاج معتاد نشات میـگیرد. باید توجه داشت که ریشه اعتیاد بـه عشـق در اعـتـماد بـــنفس پایین میباشد که فرد معتاد باید برای تقویت آن تلاش کند

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

حرفهایی که زنان عاشق شنیدن آن هستند

حرفهایی که زنان عاشق شنیدنشان هستند

چیزی وجود دارد که هر مردی لازم است درمورد همسرش  از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی اومیگردد. وقتی سخن از تعریف و تمجید بمیان می آید زنان  تـبـدیل به هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می گـردند که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب میکنند! و اگر شما  خواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و آنها خوب می دانند که چطور این کار شما را جبران کنند.

چه ازدواج کرده باشید و چه در دوران نامزدی بسر میبرید،  این قانون را بیاد داشته باشید: برای آمـاده نـگاه داشـتـن  یک زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، کافی است نکات  مثبت بسیاری از او را به وی یادآوری نمایید.

 

ادامه به 10 مطلبی که همسر شما عاشق شنیدن آنها است اشاره میکنیم:

شماره 10

 "روز خوبی داشتی؟"                                                                                  هـنـگامیـکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میکنید، برداشت او این خواهدبود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است. اما یـک هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد که چند ساعتی در مورد کوچکترین اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه که در فکر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد کـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد کرد.

شماره 9

"نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی"                                                      همانطور که مشخص است، این بـه او مـی رسـاند که شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا که شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد کرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فکر نمیکنید؟

شماره 8

"در مورد ‌[ هر چیزی ] چه احساسی داری؟"                                                پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد که شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید که خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید کرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نکنید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یک فرد است. وقتی همسرتان در می یابد که شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اکنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید کرد. متوجه منظورم می شوید؟

شماره 7

"تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی"                                                             قرار دادن او از بین همتاهایش بر سکوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی کند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گذشته از اینکه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور کند، این جمله کوتاه به همسرتان تفهیم میکند که شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی که دوستانش پیش شـما هستند، کمتر احساس نگرانی خواهد کرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یک احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یک همسر حسود این سخن را مدرکی برای متهم نمودن شما به اینکه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد.

شماره 6

" تو واقعا زرنگ و باهوشی"                                                                          با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذکـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید که علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فکر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همسرتان این مسئله را که شما فقـط بـه فـکر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فکر کنید را تحسین خواهـد کرد. زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذکاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشکار نماید

شماره 5

"در روابط زناشویی بسیار خوب هستی"                                                       بیان این جمله باعث می گـردد هـمـسرتان احساس کند که یک الهه است. شنیدن این عبارت به همسر شـما تفهیم می کنـد کـه روابـط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد که احساس نماید واقعا می داند کـه چگـونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: تحسین و تمـجید از عملکرد او نشانگر این است که شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نــمودن خود نگاه نکرده، بلکه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار میدهید.

شماره 4

"می خواهم همه عمرم را با تو سپری کنم"                                                  ایـن جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج نـدارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید که ریسک کردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامیـکه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سرکیف می گردد. جـمـلات دیـگـری کـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها کمتر می باشد، عبارتند از: " فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال کنی" و " من دوست ندارم با هیچ کس دیگری جز تو باشم."

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاکی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد کـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.

شماره 3

"تو بهترین دوست منی"                                                                               به او می گویید که چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنـسی می اندیشید و به این معنی اسـت که برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید کارهایی را بـهـمراه او انجام دهید که مردان دیگر ممکن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـک فرد عادی که مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل میکند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب میکند چراکه شما به مهمترین نکته اشاره کرده اید: دوستی و رفاقت.

شماره 2

"تو یک مادر ایده آل خواهی شد"                                                                   اغلب زنها به دنبال این هستند که روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اکـثـرا با خود کلنجار می روند که آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید که حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسکین وی می شوید. بیان این کلمات از زبان شما به عنوان یک همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: اینـگونه بطور غیر مستقیم به همسر خود می فهمانید که مایلید از او بچه دار شوید. واضح است که این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.

شماره 1

"تو زندگی منو کامل می کنی"                                                                     این به او می گوید که تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است که شما همسر خود را بصورت کامل پذیرفته ایـد و ایـنـکه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری بوجو آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید که شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیـتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند.

اشاره باشکوه

"دوستت دارم"                                                                                             این جمله "دو کلمه ای" معروف و کوتاه کـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج کرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تکرارش نمایید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گفتن این عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد که همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما کسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان کنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی که عکس العمل او را می بینید ( یا احساس می کنید ).

 

گفتگوی عشق

اکنون که آموختید که چگونه می توانید همسر خود را خوشنود کرده و صورتش را سـرخ نمایید، اینکار را انجام دهید! فقط به این نکته فکر کنید که او در جواب کار شما در آینده چطور جبران خواهد نمود

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

10 دلیل عدم پذیرش مردان توسط زنان

10 دلیل عدم پذیرش مردان توسط زنان
 

شما مرد هستید -- بالاخره جرات پیدا کـرده ایـد کـه از زن
مورد علاقه خود تقاضای ازدواج نمایید.

اکنون او نزد شما است، یا همین حالا یا هیچ وقت.

یک قدم بسمت وی برمیدارید...

 

همانند باران بهاری عرق میریزید و قلبتان مانند یک ماهی
در حـال مـرگ بـه تـپش افتاده و معده تان چنان اسیدی از
خود تراوش میکند که قادر است فولاد را ذوب کند.

آرام بـاشید. میدانید که نمی توانید از خواسته خود صـرفه
نظر نمایید.

به طرف او قدم میگذارید. ناگهان متوجه میشوید درحال بیان این جملات سرنوشت ساز
هستید: "میشه یه وقتی با هم بریم بیرون؟"

"نه."

چی؟

او گفت "نه."

با نا امیدی دور میشوید، در حالیـکه چشم خـود را پـایین انداخته و دعا می کنید کسی شاهد این تحقیر شدن شما نبوده باشد.

عدم پذیرش گریبانگیرتان شده است.

متاسفانه با وجود هیاهوهای بسیاری که از طـرف زنـان برای "تساوی حقوق" در جامعه مطرح می گردد، بار مسؤلیت تقاضـای ازدواج هـمچنان بر دوش مـردان سنگینی میکند. هنور این وظیفه مردان باقی مانده کـه اگـر بـخـواهنـد بـا جنـس مخالف خود ارتباط برقرار کنند باید ریسک خرد شدن شخصیتشان را بپذیرند.

و عدم پذیرش ازدواج توسط زنان باعث آسیب می شود -- تقریبا غیـر مـمـکن اسـت کـه بعنوان یک مرد هنگام عدم پذیرش توسط یک زن احساس درماندگی و شکست ننمود.

 

چرا زنان مردان را رد میکنند؟

علل بیشماری می تواند دخیل باشد، و همه آنها لزوما بدلیل اشتباه مردان نیستند. در این قسمت برخی از این دلایل آورده شده است.

1- نگرشهای غلط
اجتماع معاصر مملو از زنان جسور و خـود مـحـوری اسـت کـه فقط به خود اهمیت داده و کـلا هیـچ عـقیده ای در مـورد احساسات مردان ( و یا احساسـات زنـان دیـگـر ) نـدارنـد. طرز فکر اینگونه زنان چـنین است: من یک اتیکت قیمت جنـسی میـلیـاد تـومانی دارم و هر مردی مجبود خواهد بود برای دستیابی به آن سـر تـعظیـم فـرود آورده، در بــنــد او در گرفتار شده و بــهای سنــگینی را پــرداخت کنــد. ایــن قبــیــل زنان کسانی هستنـد که میخواهند با نپذیرفتن مردان در آنها ایجاد سرخوردگی و سستی نموده و از ناراحتیشان احساس سرور و هیجان کرده و از قدرت جنسی خود سوء استفاده کنند.

2- عدم تمکین مالی
از آنجایی که پول معیار شماره یک برخی زنـان هنگام سـنجش یک مـرد بـرای انـتخاب او بـعنوان همسر آینده شان بشمار می رود، اگر شما آنـرا نداشته باشید و یا بنظر نـرسـد که آن را داشـته باشید، آنگاه در ابتدای لیست کاندیداهای او جایی نخواهید داشـت. تـا زمانی کـه از پول خرج کردن برای جلب توجه این گـونه زنان امتناع ورزید، آنها نیز از شما دوری می جویند.

3- او صاحب دارد
از آنـجـایی که برای یک زن داشتن رابطه دوستی با جنس مخالـف بـسیـار آسـان اسـت ( فقط کافی است بخواهد )، مـمـکن است در بـازار بدلیل داشتن نامزد یا یک عاشق دو آتشه خریداری نداشته باشد. اگر این گونه زنان خوب باشـنـد مـوقیعتـشان را از کــسی مخفی نمیکنند در غیر اینصورت ممکن است با بیرحمی شمـا را بازیچه دست خود قرار دهند. بنابراین همیشه بهتر است قبل از اینکه شخصیتتان خـرد شود، تـکالیـف خــود را انـجام دهد -- بدین ترتیب میتوانید خود را از تحقیرها و شرمندگی های بسیاری نـجـات بخشید.

4- او یک هنرپیشه است
برخی از زنان متـاهـل و زنـانـی کـه دارای اعتماد بنفس پایینی می باشند جزء این گروه هستند -- آنها همیشه نیاز دارند مطمـئن شـونـد کـه هنـوز جـذابیت خود را برای مردان حفظ کرده اند و برای هر مردی که بسمت آنها می رود، فقـط بـرای دیـدن واکـنـش او، رخ می نماینــد. آنــها عــلاقه ای به ایجاد رابطه با شما ندارند -- فقط میخواهند احساسات شمـا را بیدار نموده و سپس ترکتان کنند. این نیز نوع دیـگری از سـوء اسـتـفاده آشــکار زنان از قدرت جنسی خود بر علیه مردان است.

5- دلایل روانشناختی
بــسیــاری از زنــان بــه گفتــه خــودشــان "مــردانی بـد" را انتخاب کرده اند و یا به دلایل روانشناختی، خود را درگیر روابطی مصیبت آمیر کرده اند و اکنون بخاطر همه مشکلاتی که خود بوجود آورده اند، مردان را مورد سرزنش قرار میدهند. برخی از آنها کاملا از روابط عاشقانه حذف گردیده و یــا مــرتبا به دلــیــل رفــتــارهای آشفته شان توسط مردان ترک شده اند. آنها شما را رد می کنند فقــط بــه ایــن دلـیل که شما هم یکی از آن "مردها" هستید.

6- شما حرکاتی اشتباه انجام داده اید
انجام برخی حرکات و رفتارهای ناشایست که بـدور از شان یک انسان می باشد ممکن است باعث شود تا فرد مورد پذیرش قرار نگیرد.

7- زمان نامناسب
اگر یک زن شما را رد کرد، ممکن است از بدشانسی هنگام مرحله ای عجـیـب و غـریـب که در طول مـاه یکبار برای او اتفاق می افتند بسراقش رفته باشید، زمانیکه همه مردان بد هستند، و یا او احساس میکند جذاب نیست، و یا بخاطر هر یک از هزاران واکنشهای هورمونی مربوط به دنیای معاشقه. شما می توانید چند روز بـعد بـسراقش رفته و چراغ سبز را دریافت کنید.

8- تجربه های تلخ قبلی
هنگامی که یک زن در جواب تقاضای شروع رابطه از طرف شما پاسخ دهـد " کـمی وقت لازم دارم که زندگیم را سر و سامان بدهم، " معمولا به این معنی است که او بتازگی از یک رابطه ناخوشایند رهایی یافته و مایل نیست بسرعت خود را درگیر رابطه ای جــدیــد بـنـماید. با این دسته از زنهای آسیب دیده، بهترین ایده این است که یک رابطه دوستـی معمولی را تدارک دیده و یا تا زمانیکه او آمادگی خود را بدست نیاورده، صبر نمایید.

9- شما خسته کننده هستید
بـعبــارت دیگر شما فاقد هرگونه صمیمیت و اطمینان جنسی بوده و هنگامیکه وی در ده قدمی شما قرار میگیرد مانند بستنی آب می شوید. لازم نـیست جیمز باند باشید، اما اگر نمیتوانید پیش او حتی یک جمله هم بدون لکنت زبان بیان نمایید، آنـگاه هیچ راهی برای پذیرش شما توسط وی باقی نخواهد ماند.

10- او مجذوب شما نشده است
به همین سادگی. این اتفاق می افتد و کاری از دسـت شـما برنمی آید. بهترین راه این است که به راه خود ادامه داده و فرد دیگری را پیدا کنید.

عدم پذیرش را پذیرفته و ادامه دهید

اکنـون بــا بــرخـی از دلایـل که ممکن است یک زن شما را رد کند آشنا شده اید. بعضی چیزها را میتوانید تغییر دهید ( اخلاق و رفتار خود) و برخی چیزها را نمیتوانید ( اخلاق و رفتار او ). با این که خیلی مشکل است که بخواهیم این موضوع را یک مسئله شخصی در نظر نگیریم، اما بهترین عقیده این است کـه آنرا بـه تجربیات اضافه نموده، از آن درس گرفته و از تکرار اشتباهات خودداری کنیم.

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com