رابطه آزاد جنسی درست است یا غلط ؟


رابطه آزاد جنسی درست است یا غلط ؟

مطلب امروز طولانی شده اگه زیاد سر حال نیستید بذارید واسه یه وقت دیگه..چون باید بهش فکر کنیید.
موردی که متاسفانه شایعه اینه که بمحض صحبت در مورد ارضاء نیاز جنسی سریعاً همه بیاد فیلمهای سکسی و هرزگی می افتند و مسلماً حاضر به پذیرفتن آن نیستند.خواهش میکنم یکم باز تر به قضیه نگاه کنید، من صحبتم در مورد انحرافات جنسی نیست و فقط در مقوله جوابگویی به نیاز ذاتی و درست جسمی حرف میزنم….




یک اصل روانشناسی:
کسی که نخواهد پاسخگوی نیاز های جسمی مانند خوردن ، آشامیدن ، خوابیدن ، لذت بردن ،زندگی کردن وغیره باشد مسلماً فرد نرمالی نیست.اشکالات ذهنیتی و فرهنگی و اجتماعی برای این مهم وجود دارد…

اشکال اول:
اینه که دخترها بدلیل طرز تفکر غلط آبا واجدادی اصولاً مادرزاد خود را سرکوب میکنند!در قرن 21 هنوز برای خودشون اینقدر اهمیت قائل نمی شوند که بابا منم انسانم و این لذت اگه چیز فاسدی بود خداوند آن را در بدن ما قرار نمی داد.تا راجب این مورد حرف زده میشه فکر میکنند میگم برید با هر کی از راه رسید بخوابید!بعد هم الم شنگه راه می اندازند که وای دارین بهمون توهین میکنین.ما ارزش داریم.شخصیت داریم.اونوقت سر من درد میگیره و قاطی میکنم!…آخه کی گفته که رابطه جنسی کار بی ارزشیه؟کدوم احمقی گفته حیوانیه ؟خانمهای عزیز، من نمی گم برید هرزگی کنید.میگم شما ها که الان دوست پسر دارید و همتون هم یه عاشق.چرا نباید بخواین که نیازتون رو با کسی که دوستش دارین پاسخ بدید؟چرا بالاترین نوع ابراز علاقه یک عاشق و معشوق رو از خودتون میگیرید؟دیگه برای شما و عاشقتون ممنوعیت چرا؟؟؟



اشکال دوم:
اینه که دخترها فکر میکنند دارند هزینه میکنند!!اونها حاضر به قبول این مورد نیستند که 2 نفر تحت یک شرایطی در کنار هم بسر میبرند و با هم تطابق و کشش پیدا میکنند.بعد تحت شرایط روحی دیگری این رابطه عاشقانه از جانب یک سمت فسخ میشود.دختر ها حاضر نیستند بپذیرند پایان رابطه عاشقانه یه رویداد کاملاً طبیعیه…. نمیپذیرند که یک رابطه عاشقانه ممکنه به پایان هم برسه! این همه هم دور و ورشون روزی 40 بار نمونه اش رو میبینند، باز هم ازش مثل بمب اتمی نادر یاد میکنند!!!..میگن.آه..حیف..ازم سوء استفاده شد!!..من رو دوست نداشت،سرم کلاه گذاشت!دروغگو بود!..آبروم رفت..نه…تق..توق!!!..اصلاً به لحظات شیرینی که با هم بودند،خاطراتشون،ارزشهایی که کسب کردند ، تجربه هایی که بدست آوردند و امثالهم حتی فکر نمیکنند!..نمیگن کامل تر شدند میگن بازیچه شدن!..فکر نمیکنند چه ارزشی برای هم داشتند فکر میکنند مصرف شدند!!!



اشکال سوم:
این مستقیماً به فرهنگ برخی آقایون بر میگرده…که حاضر نیستند بفهمند این وسط 2 نفر آدم هست نه یک نفر!.نمیفهمند ،لذت جنسی باید باشه نه توهین جنسی.نمیفهمند که واژه هایی نظیر یارو رو کردم! نشانه کمال بی فرهنگیه.شعور ندارند که واژه زن رو مساوی کس (منو ببخشین) قرار ندهند.نمیدونند لذت جنسی اینقدر بی ارزش نیست که آدم رو دیوار خط بکشه بگه با اینم خوابیدم!نمیفهمند که زنها هم باید در این لذت شریک باشند.نمیفهمند که عدم باکره گی نشانه عدم شایستگی نیست.قدرت ندارند به یه دختری که باکره نیست ، برای زندگی اعتماد کنند در حالیکه خودشون هزار نیرنگ برای یه همخوابی بکار میبرند.نمیفهمند که دختری که با شما بوده براتون ارزش قائل شده و خواسته با شما به اوج لذت برسه در حالیکه بعضی از آقایون فکر میکنند که این دختر مصرف شده و ارزشی دیگه نداره!!!….اینه اون فرهنگی که بعضی ها بهش میبالن ؟



اشکال چهارم:
عرفهای اجتماعی داره فشار میاره ولی متاسفانه هیچکس حاضر نیست مال خودش بشه ولی همه بلدند غر بزنن!!متاسفانه ما درکمون بالا رفته ولی فرهنگمون پایین مونده!!مثلاً فرهنگ ازدواج یک بیوه زن تقریباً جا افتاده ولی کمتر کسی راجب نزدیکانش حاضر میشه قبول کنه!!..با لحن توهین آمیز به من گفته میشه که تو حاضری خواهرت با یه مرتیکه سبیل کلفت
بخوابه؟؟…باید بگم که هرکس یکی مثل خودش رو پیدا میکنه و در صورت مثال شما خواهر من هم قطعاً نباید خیلی با ارزش تر از اون مرتیکه باشه پس جفتشون بدرد هم میخورن!
….هنوز خیلی ها نمیفهمند ما راجب به فرد نمیگیم راجب به کل داریم حرف میزنیم و لذتی که هر فرد حق داره ببره و شما حق ندارین برای کسی بصرف خویشاوندی تعیین حقوق کنید!..یعنی چی که زن بیوه نباید ازدواج کنه ، تنها نباشه و از زندگیش لذت هم! نباید ببره چون فرزند بزرگ داره!!..فامیل داره!!…دختر نباید به نیاز خدادادیش جواب بده چون داداش داره!!!…چون دختره !!!!!….در فرهنگ ما برای کم ارزش کردن چیزی از فحشهای جنسی استفاده میشه چون درش قدرت تحلیل و نقد وجود نداره…

در انتها بگم که تازمانیکه به رابطه جنسی به دید اوج زیبایی و ارزش و احساس نگاه نشه و اون رو گناه و حیوانی و مصرفی و ضد ارزش ببینند این متون چیزی جز چند خط جمله نیست….
چشمها را باید شست…..

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

عشق کثیف..


عشق کثیف..

این رو قبلش بگم من امروز خیلی عصبانیم سر بسرم نذارین.این مطلبم طولانی شده اگه حال ندارین اصلاً نخونین چون باید بهش فکر کنین.
سوال اینه: چرا پسرها، دختر ها رو بی وفا میدونن و دخترها هم پسرها رو غیر قابل اعتماد ؟ کدومتون شده که تا حالا تو عشق شکست نخورده باشین؟چرا اینجوریه؟من بهتون میگم….برای اینکه باید سعی کنین جور دیگه باشین..

اصل روانشناسی:
جوان در سنین ابتدایی تنها به دوستی با جنس مخالف نیاز دارد.وی باید بتواند براحتی با جنس مخالف ارتباط برقرار کند تا بتواند موجودیت وی را بسنجد و اضطرابش از بین برود.بابا من زبونم مو در اورد بستکه گفتم عزیزان من شما مرگتون چیز دیگه ایه !!فرد وقتی کمبود رابطه داشته باشه دایره انتخابیه بسته تری داره.براحتی خطش عوض میشه و نیاز به دوستی رو تبدیل به عشق میکنه!!حالا ببینیم چه پوستی دارین از خودتون میکنین…

عرفهای رایج و غلط اجتماعی….

1-ضربه اصلی رو در سنین پایین میخورین ولی اثرش رو تا آخر عمر دارین.چون تجربه ندارین تا با یکی دوست میشین جذابیت کورتون میکنه،عاشقتون میکنه،آخرش هم کوفتتون میکنه!..گند میزنین چون محیطتون بسته بوده فکر کردین این خودشه…معمولاً عشقتون مخفیه و همین کلی انرژی روحی ازتون میگیره
2-دخترها و پسرها با هم رابطه دوستی برقرار نمیکنن مگر اینکه عاشق بشند!!طرز فکرتون میگه من با این یارو آینده ندارم واسه چی باهاش حرف بزنم!!!..این آینده نگریتون منو کشته!..همین میشه که مجبورین دروغ بگین چون راست قضیه مساویه با پایان همه چیز…آخه فکر نمیکنین یه پسر یه لا قبا 18-20 ساله که هنوز رو پای خودش نیست و دستش به دسته چک باباشه چه جوری تعهد ازدواج میده؟!.یا چطور عقلتون میگه همه موارد مهم زندگی رو ول کنین بچسبین به ازدواج!!!!

3-پسر یا دختری که چند تا دوست داره فردی منحرفه!!!..بابا..دوست..دوست..دوست..کشتین منوچرا مطلب رو نمیگیرین؟؟ ..چه منطقی بجز ضعف پنهان باطنی وجود داره وقتی میگین چون با من دوسته نباید با کس دیگه دوست! باشه.چیزی بجز ترس عدم جذابیت و قابلیت پشتشه؟؟؟..ببینید که گسترش ارتباط رو کردید جرم!!.پسرها خائن و دخترها فاسد نامیده میشن!!!!ظرفیت ندارین میگین کلاس داریم.همه شما 2 –3 تا دوست صمیمی دارین و مشکلی هم ندارین چرا تا جنسیتش عوض میشه همتون فیلسوف میشین و صاحب سهم !!؟؟
4-اگه راستشم اولش بگین ارزش دوستی رو مساویه صفر قرار میدن!…اولش باید 2000 تا دلیل بیارین که چرا می خواین دوست شین.!!..واسه چی این حسو دارین؟؟..دخترها هم که رضایت نمیدن..هی راه میرن اظهار تفکر میکنن…من؟؟به جز عاشقم هیچکی طرفم نیاد..پیف پیف همه بو میدن!..مگه من بازیچم؟..فکر کردی اسباب بازیم؟؟..می خوای سوء استفاده کنی؟؟..باباکوتاه بیا..چی داری واسه خودت میبافی فکر میکنی آخر منطقی..پسرها هم بدتر اونها میگن ما غرور داریم.جذابیت داریم!ارزش داریم (همش تو سرتون بخوره)کسی نباید بجز من باهاش دوست بشه..مگه من چمه؟؟..من خدا وکیلی بهتون بگم چی آخه؟؟…
5-پاسخ به یه نیاز ساده جسمی رو سوء استفاده میبین!!..ببینین…ای طرز تفکر بین افراد وجود داره خصوصاً بین دختر ها شایعه که من با کسی که بدونم منو میگیره یا باهاش آینده دارم رابطه برقرار میکنم!یا رابطه آزاد جسمی نشونه انحرافه و نظایر اینها..تا هم میگی زیاد این حرفها منطقی نیست فرتی خواهر مادر آدم رو میکشن وسط میگن خودت چی؟؟..این بحث رو بایکوت بذارین تا من تو مطلب بعدی راجبش توضیح بدم…

6-بقصد اینکه ببینین یه نفر واسه ازدواج خوبه یا بد با یه فرد دوست میشین..این یه نیرنگه..یه ریا …شما دوست نمیخواین بلکه دارین دایره انتخابیتون رو بزرگ میکنین…بعد هم میبینین خوب نیست میزنین تو پرش!!این کجاش شبیه دوستیه؟…قائده اینکه در دوستی کشش ایجاد بشه نه اینکه برین دوست بشین ببینین کشش داره یا نه!!!
7-اگر باهاتون دوست شد و صمیمی بود فرتی عاشق میشین!.این تقصیر شماست چون روابطتون رو بسته نگه میدارین و قدرت تحلیل و منطقتون رو پایین میارین..جذابیت رو گرایش معنی میکنین و باور کنین بی جهت عاشق میشین…واقعاً دلیلی نداره که 2 تا دوست که هم رو دوست دارن با هم ازدواج کنن..دوست داشتن ، عشق ویا تکه گمشده ویا دلیل ازدواج فرد نیست.

بحث طولانی شد و شما خسته ولی خیلی مسائل و عرفهای غلط دیگه مونده که باعث شده پدر صاحاب خودتون و من رو در بیارین..اگه دوست داشتین بگین تا من بازم بگم…من باید برم..کلی هم پول کافی نت باید بدم..ولی در آخر بگم که با هم دوست بشین و دوستان زیاد پیدا کنین.ببینین ، بسنجید و تجربه کنین تا درست عاشق بشین..سن هم ربطی به رشد عقلی فرد نداره…اینم بگم که هرکسی فکر میکنه که درست فکر میکنه و حق با اونه ولی خدا میدونه چه چرت و پرتی تو سرشه….
نیاز همه شما ها فعلاً راحتی و شناسایی آزاد جنس مخالفه نه عشق و ازدواج…

منو ببخشید که یکم داغ کردم...امیدوارم فواد هم جواب ایمیلش رو گرفته باشه…

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

زنانی که از ازدواج می ترسند…

ادامه از قسمت قبل....

زنانی که از ازدواج می ترسند…

ما 2 گروه زن داریم که به دلیل ترس از انتخاب بد حاضر نیست ازدواج کنه.گروه اول زنانی هستند که منتظر یه فرصت خوب هستند.اینها خیلی خطرناک دارن حرکت میکنند.افرادی هستند که زیر نگاه شدید اطرافیان قرار دارند و مسلماً نمی خواهند که پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، یارو رو! اینهمه صبر کرد آخرش با این تحفه ازدواج کرد! از طرفی بی اعتمادی به در و دیوار و عدم شناخت فاکتورهای صحیح یک نفر قدرت بله گفتن را ازشون سلب میکند.آنها یه فرد کاملاً تضمین شده رو از هر نظر می خواهند. اونها هزینه زمانی گزافی رو دارن پرداخت می کنند و مسلماً می خواهند از اینهمه هزینه سودی عایدشون بشه و همچنین مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بزنند. دخترانی که باید یه چیزهایی رو به بعضی ها ثابت کنند و برای یک مرتبه هم که شده پوزشون رو بزنند! این گروه باید به چند نکته توجه کنند.
1-این هزینه سنگینی رو که شما در حال پرداختش هستید باعث میشه که سطح انتظاراتتون بالا بره.شما معمولاً بعد از ازدواج خیلی بیرحم میشین! چون زمانی دیگه برای از دست دادن ندارین و شوهرتون نباید در خوشبخت کردنتون فس فس کنه! شما شانس هیچ آزمایشی رو بهش نمیدین و اون فرد نگونبخت باید تمامی هزینه هایی که شما کردید رو سریعاً بهتون پس بده!! مسلماً اگر فرد توانایی کافی برای این مهم نداشته باشه و کسی باشه که درک حسی بلد نباشه شما وی را خواهید کشت!

2-بدونین هر ثانیه رو که اضافه میکنین 6 برابرش شرط انتخاب یک نفر رو سخت تر میکنین.شما همواره انتظار یک فرد خاص رو دارید…یه خبر بد هم که باید بهتون بدم اینه که اکثراً پیداش نمیکنین! واقعیت اینه انتخابهای شما بعد از مدتی شروع میکنه به کم شدن.بلایی هم که از آسمون ممکنه نازل بشه! اینه که بعد از مدتی دچار وحشت تنهایی بشین و در نتیجه به اولین کور و کچلی که یک هزارم خواسته های قبلتون رو نداره شوهر کنین و مجبورین کلی هم ازش در مقابل تعجب اطرافیان دفاع کنین!
3-شما از یک فرد معمولی انتظار بیشتری از همسرتون دارید . شما عموماً خودتون رو سرکوب حسی و جنسی میکنین.دچار یک افسردگی پنهان میشین و نهایتاً همواره منتظرین که فرد مورد نظرتون بیاد و رل فرمان زندگی رو ازتون بگیره تا شما یه نفسی بکشین و دیگه مسؤل رانندگی نباشین!شما می خواین کولر رو بزنین و یکم چشماتون رو ببندین و استراحت کنین! مشکل اینجاست که شوهرتون هم دقیقاً همین مرگش بوده که خواسته ازدواج کنه! حالا اون هم دیگه توان نداره و میخواد فرمان رو ول کنه و کنار شما استراحت کنه! خب ، حالا کدوم دره رو می پسندین که بیوفتین توش؟!
زنانی هستند که از مردها متنفر شدن و اگه بتونن نسلشون رو منقرض میکنن! اینها کمبود ها و ضربات عاطفی و همچنین نگرش غلطی که به روابط مرد و زن داشتن باعث شده من برای جن هم آرزوی چنین زنانی رو نکنم!البته اینها بیشتر دارن پوست خودشون رو میکنن تا دیگران! نکته جالب اینکه اینها در ازدواج موفق به حساب میان! چون تمام موارد احساسی رو بچه گانه و روابط زناشویی رو کوته فکرانه میبینند و در گیر مسائل مهمتری!! هستند غالباً با یک تیکه پاره آجر مثل خودشون ازدواج میکنن و اینقدر خشک و قفل منطق هستند که حرف هیچکس رو نمیپذیرند و در نتیجه کاملاً راحتند! من خیلی سوال از این گروه دارم ولی چون میدونم دارم آب تو هاون میکوبم حرفی نمیزنم!

اما گروه اول اگر به این شیوه ادامه دهند همه چیز را از دست خواهند داد و باید نکاتی را رعایت کنند تا زندگی برای آنان شیرین شود!!
1-باید بگم زنان ایرانی زندگی میکنن واسه شوهر کردن! این واقعیت زندگی اونهاست.از هر سمت هم ببینی بازم همینه….خانمهای گرامی، این تفکر پوچ رو بریزین دور که خوشبختی رو از ازدواج انتظار دارین.غلطه ، مردوده ، میگیرین چی میگم؟ در دنیای امروز رد شده. مردی که نتونسته خودش رو خوشبخت کنه چطور قراره شما رو خوشبخت کنه؟ خودش هزارتا عقده داره و حالا میخواد شما جوابگوی اونها باشین!ازدواج فقط یه روش زندگیه و اون احمقی هم که گفته تنها و بهترین روشه مال 2 قرن پیش بوده! ازدواج ممکنه به خوشبختی ختم بشه ولی راه اون نیست.
2-هر مقدار زمان لازمه مصرف کنین ولی به خاطر فشار اطرافیان ازدواج نکنین.شما حق دارید جوری که دوست دارید باشید.
3-این فکر غلط که زندگی از بعد ازدواج شروع میشه رو بریزین دور.لذت، تفریح، تجارت، آسایش و همه اون کارهایی رو که به اشتباه فکر میکنین باید حتماً با شوهر باشه رو از همین الان شروع کنین.بخاطر ازدواج زندگی رو فراموش نکنین.چه اشکالی داره که شما در مسیرهایی که فکر میکنین علاقه دارین فعالیت کنین و به خودتون برسین.انتظار خوشبختی از همسر داشتن غلطه! بلکه شما باید با ازدواج خوشبخت تر بشین.چه اشکال داره شما وارد بازار بشین ، وارد بورس بشین ، امتحان کنین ، شکست بخورین، پیروز بشین، سرمایه گذاری کنین ، جهانگردی کنین و کلاً خودتون رو وقف چیزی که ازش لذت میبرین بکنین….
4-از نظر جنسی خودتون رو آزاد کنین.رابطه راحت داشته باشین.شما احتمالاً سنتون زیاد شده و زمان کمی برای لذت بردن خواهید داشت.مردی که انتظار باکرگی از شما داره فقط یه احمقه که شما رو کالا میبینه و مصرفی. یه متحجر فکری که شما رو واسه بدنتون می خواد. ضمناً بدونین شوهر شما که احتمالاً از نظر سنی از شما چند سال بزرگتره دیگه اون قدرت و هیجان جنسی جوانی رو نداره و همچنین مسلماً تا الان بارها رابطه جنسی داشته وفقط یه فرد کوته فکر ظالم از شما انتظار داره که شما همیشه در حال کشتن خودتون باشین.

ادامه دارد....

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

شرایط ازدواج


شرایط ازدواج
واقعاً فکر میکنین شما چه زمانی به شرایط ازدواج میرسید؟هرکسی یه حرفی میزنه و یه نظری میده اما تمام این نظرات ار عرفها و شرایط اجتماع نتیجه میگیره.بعضیها مسائل مادی رو وسط میکشند و بعضیها هم دنبال عشق میگردند.اما دید روانشناسی قضیه با تمام اینها فرق داره.یه مبحث کاملاً پیچیده که من سعی می کنم اون رو به زبان ساده بگم که قابل فهم باشه.
مسئله اینجاست که حالات روحی افراد در زندگی شامل چند مرحله میباشد.ولی قربونش برم بدلیل خفقان اطلاعاتی کسی چیزی ازش نمیدونه.عرفهای اشتباه و قفل منطقی افراد هم مزید بر علت میشه تا همتون بال بال بزنین و آخرش نفهمین چکاره اید! درصدی تو ماجرا حل میشن و درصد بالاتری بعد از ازدواج میفهمن که وارد اتاقی شدند که راه خروج نداره! میفهمن که اشتباه کردن و ازدواج اون چیزی رو که باید بهشون میداده، نداده! میشن مثل خیلی از پدر و مادر ها که خود رو تلف شده میبینن و امیدشون رو به بچه هاشون پیوند میزنن! نهایتاً آنچنان سردر گم میشن که آخرش هیچ مفهومی پیدا نمی کنن. عرفها و عقاید غلط داره وادارتون میکنه با غریزه بجنگین ولی مثل اینه که برای رفع تشنگی دارین آب نمک میخورین! در زندگی هر فرد چندین منحنی سینوسی وجود داره که با ورود به هرکدام فرد خیلی از تفکرات و نظریات گذشته خود رو دور میریزه و چیزهای جدید جایگزین میکنه.شما مسلماً افکار چهار سال پیش خودتون رو ندارین و این دلیلش پختگی شماست که در اثر ارتباط با جهان اطراف بوجود آمده.این منحنی ها مدام
بالا و پایین میشن تا خوب پوستتون کنده بشه و گیج بشین اما بالاخره در یک زمان تبدیل به یک خط کم لرزش میشه.بیاین به این مرحله بگیم مرحله فیکس! یعنی دقیقاً زمان ازدواج شما! چون شما تمام تغییرات روحی و جسمیتون رو انجام دادید و تجربه های مختلف پیدا کردید تا به یک ثبوت شخصیتی برسید.اما رسیدن به این مرحله در افراد مختلف فرق میکنه چون کاملاً بستگی به عملکرد افراد در مرحله قبل از اون داره! مرحله ای که من اسمش رو میزارم مرحله توریست! به زبان ساده مثل ورود به دانشگاه ، که تا پایه علمی قوی نداشته باشید نمیشه.هر فرد باید قبل از ازدواج یه توریست خوب باشه.این تمام حرف منه.این مرحله دوران طلایی هر فرده.چون تو این مرحله اون ارتباط داره، فرهنگ سازی میکنه، آزمایش میکنه، برنامه ریزی میکنه، شکست می خوره، پیروز میشه و تمام اینها باعث میشه که فرد پختگی لازم رو پیدا کنه. درصد بالایی از جوانهای ما مغزشون هنوز نپخته! اونها خام هستند در حالیکه فکر میکنن کارشون خیلی درسته!اونها هم رو تو دانشگاه پیدا میکنن، بیرون میرن، راجع به مطالب بی ربط اظهار فضل میکنن، هم رو دوست دارن ، 2 دفعه هم رو بوسیدن و آخرش بعد از 4 سال با هم ازدواج میکنن!غافل از اینکه بعد از چند سال با عبور از یک سیکل ماهیتشون عوض میشه و اینبار ظرفه که تو سر هم میشکنند! یک جفت قناری ما میشن 2 تا کلاغ بیریخت که حوصله هم رو ندارن! اونها شخصیتشون مثل یه گل بوده که زیر یه ظرف شیشه ای رشد کرد. باد بهش نخورده تا ریشه محکم بشه.با عبور از یه سیکل، پوچی و حس اسارت و حسرت کارهای نکرده زندگیشون رو میگیره.عین والدین خیلی از ماها که فقط یه ماسک از رضایت رو چهره دارن و هی خودشون رو گول میزنن که زندگی یعنی همین!! مرحله توریست در زندگی جوانهای ایرانی کمرنگه اما اثرش بعد از ازدواج وحشتناکه.خیلی ها اصلاً روحشون توریسته و حالا حالاها نباید ازدواج کنند.بعضی ها اصلاً باید توریست بمونن.این رو شخصیت تعیین میکنه.ولی یه توریست خوب بعد از فیکس شدن گول نمیخوره.زندگیش رو خوب جمع میکنه.زن یا شوهر پخته ایه.زنی که رابطه جسمی و عاطفی آزاد داشته دیگه الکی اشتباه نمیکنه.مرد رو میشناسه و انتخاب صحیح میکنه.نه مثل خیلی از دخترهای ما که تو پنبه بزرگ شدن، و تنها شناختشون از مرد دوست پسرشونه ،
مرد رو نمیشناسن ولی تو مغزشون پر از افکار جفنگه! یا مثل خیلی پسرهای ما که عملاً مغزشون رشد نکرده، نه زن رو میشناسن و نه میدونن ماهیتش چیه، دماغشون رو بگیری خفه میشن ولی ادعاشون سر به فلک میکشه! همش 2 تا ایده تو سرشونه که اونهم غلطه! ولی فکر میکنن دنیا باید با اصول اونها اداره بشه!! مرحله توریست رو طی کنین.خودتون رو از نظر جسمی و روحی آزاد کنین.بذارین ضربه بخورید.له بشین تا محکم بشین.تجربه بگیرین.باور کنین انتخاب درست ،یه دختره که چندین مرحله ارتباطی عشقی ، جنسی، روحی کامل داشته و بدونین اون خیلی موفقتر از یه دختر پاستوریزه است.شما بعد از ازدواج میفهمین من چی میگم.ولی اونوقت دیر شده.وقتی با یه فرد خام ازدواج کردید میفهمین که یه زن با تجربه های قبلی همسر و مادر بهتریه.اون حتی میتونه کمک ذهنی و برنامه ریزی داشته باشه و نه مثل یه ببو جلوتون بشینه.یه فرد بی تجربه بعد از ازدواج باری از دوشتون بر نمی داره بلکه بار خودش رو هم میذاره رو دوشتون.باور کنین نابودتون میکنه.یه مرد وقتی تجربه داشته باشه مسلماً پویاتره تا یه فرد قفل منطق.منظور از تجربه این دوست بازی نیست.چون خیلی از این روابط لوس اصلاً ارزش نداره که بخواد به شما پختگی بده .منظور 2 نفره که کاملاً اکتیو در تمام مسائل هم برخورد دارن.مرحله توریست هرچه موفقتر طی بشه آینده بهتری در انتظار شماست.باور کنین 80% انتخابهای غلط، سوء تفاهمها، ضربات عاطفی، طلاق، عدم درک و مکافاتهای بعد از ازدواج از ضعف این مرحله میباشد.در انتها باز میگم بدلیل ذهنیت اشتباه کسی رو برای زندگی انتخاب نکنین که برای امتحان درسش رو نخونده!

خانمهای عزیز مقصر خودتون هستید…


ادامه از قسمت گذشته.

خانمهای عزیز مقصر خودتون هستید…

رو راست بگم ، زنهای ایرانی فقط بلدند حرف بزنند و غر بزنند و نق!! ولی یکیشون یک سانت حاضر نیست از جاش تکون بخوره! ما دو گروه زن داریم، یک گروه که از جاشون تکون نمی خورن واسه اینکه ته قلبشون از وضعیت موجود راضی هستند! من با اینها کاری ندارم و براشون آرزوی خوشبختی میکنم! اما گروه دوم زنانی هستند که سهم بیشتری را طلب میکنند ولی اینها هم تکون نمی خورند چون از تغییر شرایط میترسند! فکر میکنند ممکنه همین شرایط رو هم از دست بدهند! آدم ترسو هم هرچی سرش بیاد حقشه!من امروز می خواهم حسابی سرتون داد بزنم تا شاید یکم بخودتون بیاین.البته بازم بعید میدونم چون اکثراً نمیدونین حقوقتون چی هست.حالا ببینیم چه بلایی دارین سر خودتون میارین..
اولین اونها اینه شما در عمل می پذیرین که نسل دوم هستید!شما حقوقی رو به آقایون طی سالها دادید و اینقدر این کار رو ادامه دادید که اونها دیگه الان فکر میکنن این حقوق اصلاً مال اونهاست!باور کنین شما خودتون هم مرض دارین! شما خودتون رو در پس پرده قرار میدین و میذارین براتون تصمیم بگیرن، اسمش رو هم میذارین نجابت! احترام! گند زدین دیگه.شما دارین واسه دیگران زندگی میکنین.بخدا خفه شدم بستکه گفتم شماها خودتون نیستین! شما به پدرها و مادرهاتون اجازه میدین براتون نقش تعیین کنند! درحالیکه باید بهشون احترام بذارین، باهاشون همفکری کنین ولی تصمیم آخر با شما باشه.شما طبق نظر اونها دارین با طرز فکر صد سال پیش حرکت میکنین و فکرم میکنین مدرن شدین!از نظر اونها دختری برای ازدواج خوبه که با هیچ پسری رابطه نداشته باشه! یه آدم کور بیسواد که باید تو خونه شوهر چیز یاد بگیره! یعنی انتهای اصل برده داری.شما رو از تو الکل در بیارن تحویل یه نفر بدن و ازش بخوان که شما رو خوشبخت کنه! یه دانشجوی تلنگ در رفته که افتخارش اینه با 4 تا دختر تو کافی شاپ بوده و یه بار هم رفته سینما!! بعد هم پدر و مادرتون یه خروار آت و آشغال به اسم جهیزیه براتون میگیرن و خانواده پسره هم مثلاً وضعشون کویته! یه خونه واسه پسرشون میخرن و بهش میدن! میگن بفرمایید آقا و خانم قناری!توش زندگی کنین! خفه هم بشین ، این یعنی زندگی!!پسره فقط میدونه باید کار کنه تا خرج خونه رو بده و زن بهش دادن که شبها یه اسباب بازی دستش باشه!مهم
هم اینه که کسی به اسباب بازیش نگاه چپ نکنه! دختره رو هم تو گوشش خوندن که خانمی یعنی اینکه مثل گوسفند سرت پایین باشه و به همه چیز راضی باشی و هرچی شوهرت میگه بگی چشم! کارهاش رو بکنی و خدا رو هزار مرتبه شکر کنی که یه سقف بالا سرتون دارین! روزی هزار بار خودت رو گول بزنی که زندگی یعنی همین و همه دارن اینجوری زندگی میکنن!همه خواسته های روحی و جسمیت رو بکشی و منتظر لحظه ای باشی که آقاهه می خواد با اسباب بازیش بازی کنه تا شاید اون موقع یه نگاهی بهتون بندازه و دستی به زخمهای روحیتون بکشه ، اونهم تا قبل از اینکه خودش رو خراب کنه!حرف هم نباید بزنی چون والدینتون براتون زندگی فراهم کردن و اگر بشنوند شما چشم دریده ها نق میزنین انگ هرزگی بهتون میزنن تا شدیداً سرکوب بشین که دیگه یاد نگیرین حقی رو طلب کنین! یه مدل دیگش هم هست.مادرانی که تمام حسرتهای جونیشون رو نمی خوان به فرزنداشون منتقل کنن و بدون هیچ اصولی اونها رها میکنن تا آزاد باشند!دخترانی که افتخارشون اینه که ماشین فلان مدله باباشون رو سوار میشن و انتهای با کلاسی هستن چون چهارتا کلمه انگلیسی لای حرفاشون بلغور میکنن، آخرین کاست back street boys گوش میدن بدون اینکه یه کلمه بفهمند، لباس تیتیش بپوشن ، مثل مداد شمعی بشن ، برن کوه که جوجه کباب بخورن ، انتهای مطالعه اونها فلان کتاب فهیمه رحیمی و برنارد کریستوفره! عین ماست حرف بزنن و کنسرت گروه آرین برن و دو تا بوسه هم رد و بدل کنند چون تا اینجا نشونه عشقه و از این حد به بعد نشونه فحشا!! یا بشینن درس بخونن که فلان دانشگاه قبول بشن که خواستگار بهتری گیرشون بیاد! فکر نمیکنین دچار پوسیدگی شدین؟! از اون طرف عین آدمهای کور با فرهنگ منحط صد سال پیش باباهاتون ازدواج میکنین!بغیر از افاده نه شما چیزی بلدین و نه همسرتون! فکر میکنین موفق میشین؟زندگیتون به یه تف بنده، واسه جلوگیری از این هم شرایط رو سخت میکنین! عین آدمهای بی ارزش خودتون رو با مهریه های سنگین در معرض خرید و فروش قرار میدین!آخه مهریه سنگین عامل استحکام ازدواجه؟! شما حاضرین با مردی که بهتون علاقه نداره و فقط بصرف مهریه سنگین باهاتونه زندگی کنین؟؟ اگه اینکارو هم میکنین باید بگم خیلی خرین!!دیوار بلند بی اعتمادی رو با پول میخواین خراب کنین؟؟ چند هزار سکه طلا میذارین پشت قبالتون آخرش هم یه پاپاسی گیرتون نمی یاد!!خنده دار نیست خدا وکیلی…

حالا چه باید بکنید
1-بار علمی خودتون رو بالا ببرید در جهت صحیح.این چیزی نیست که من یادتون بدم.خودتون باید بفهمین تا ارزش واقعی پیدا کنین.اونوقت میشه گفت که اینقدر شایسته هستید که باید براتون کاری کرد.
2-باید برای خروج از طوق اسارت مهریه سبکی رو در نظر بگیرین که قابل پرداخت باشه آنهم فقط واسه اینکه بتونین در یه شرایط اضطراری خودتون رو جمع و جور کنین و دنیا رو سرتون خراب نشه.
3-به جای این راه حلهای مسخره والدینتون یه بند به قباله ازدواجتون اضافه کنین.در صورت عدم تفاهم ، شما هم حق طلاق خواهید داشت.مردی که شما رو واقعاً دوست داره باید این حق رو بپذیره.هر خواستگاری هم که غرغر کرد بلافاصله بندازینش بیرون! چون مردی که حاضر به پذیرفتن این شرط نیست فردی میباشد که از قدرت خودش در خوشبخت کردن شما مطمئن نیست و مسلماً یک چنین فرد متزلزلی بدرد شما نمیخوره.در صورت رعایت این مسئله دیگه مرد خیالش جمع نیست که هر غلطی بکنه شما مجبورین بسوزین و ازش ترحم گدایی کنید.خودش رو جمع و جور میکنه و حساب کار دستش میاد که قبول مسؤلیت خوشبختی یه نفر بچه بازی نیست….

ادامه دارد…………

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

بزرگترین ضعف یک زن چیست…

ادامه از قسمت گذشته...

بزرگترین ضعف یک زن چیست…

کدومتون میدونه که چیه؟؟ چه عاملیه که باعث میشه در تمام مراحل زندگی زنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در کشورهای سنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یک تفکر ساده ولی مسموم! تفکری که مثل یک پیچک دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفه میکنه. اینکه یک زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یک تکیه گاه دارد!! یک تفکر باطل و کاملاً غلط… شما به هرچی دختر ایرانیه نگاه کنین. مغز همشون رو چند تا کلمه داره ویران میکنه..شوهر، عشق ، کسی که تا ابد کنارت بمونه!! تمام زنهای ایرانی زندگیشون رو دارن تو این خط خلاصه میکنن.متاسفانه پایداری هم ندارن! یعنی تا یکم تصمیم میگیرن عوض بشن زِبیخ گند میزنن تو اوضاع! ایندفعه از اونور بام می افتن پایین و اصلاً این مطالب رو پوچ میبینن و تمامش رو از ذهنشون پاک میکنن! ایندفعه میشن یه موجود نچسب که مغزش یخ بسته ! متاسفانه این تفکر باعث شده که زنان ایرانی هرچقدر هم که پیشرفت میکنند باز هم می خواهند که کسی آنها را خوشبخت کند! آنها همش تو فکر این هستند که یک نفر بیابد و بار این زندگی را برایشان بدوش بکشد! خانمها خودتون مقصرید..شما فکر میکنین سنگینی جهان برایتان زیاد است! شما تکیه گاه میخواهید ولی حاضر نیستید که ستون باشید. متاسفانه باید بگم راندمان عملیتون
افتضاحه! اکثراً زنان ایرانی خودشون رو یه نهال میبینن که داره یه طوفان رو تحمل میکنه ، منتظر یه داربسته که بیاد تا بتونه بهش تکیه بده!! خدا بگم چیکارتون کنه..بعضی هاتون هم یکم احساس میکنین که مثل اینکه قضیه مشکل داره ولی نمی دونین جریان چیه! درنتیجه شوت میکنین زیر داربست و میگین داربست میخوام چیکار؟ ..خودم مثل شیر وایمیستم جلوش…آقا باده هم ایکی ثانیه میاد زرتی نهال و ریشه و هرچی هست و نیست رو عینهو ماست میکنه می اندازه دور!!..خانمهای عزیز..لطف کنید این طرزفکر دراماتیک مامان بزرگاتون رو بریزین دور و محض رضای خدا یه ذره محکم باشین.در کتاب پیامبر و دیوانه ، اثر جبران خلیل جبران چند عبارت وجود داره که خوندش رو بهمتون توصیه میکنم.شما باید این تفکر رو جایگزین کنین.فقط دو بند از این عبارتهاش رو براتون میگم..
1-زن و شوهر همچون ستون های یک معبد هستند که سقف را نگه میدارند ولی وزنی به دوش هم نمی اندازند
2-از نان خود به هم بدهید اما هرکدام برای خود نانی داشته باشید..
بقیه اش رو برید بخونین و توروخدا یکم روش فکر کنید.شما فقط منتظرین که یه نفر بیاد و سنگینی شما رو تحمل کنه ولی اصلاً فکر نمیکنین اون در قبال اینکار از شما امتیاز می خواد. این افکار خاله هاتون رو هم بریزین دور که اگه عاشقه باید اینکارو انجام بده ! تو رو خدا بس کنین دیگه .یکم محکم باشین . مطمئن باشین اگه اینجوری بود به شما وانت می دادند نه شوهر!! شما باید بپذیرین که دوران اشتراک تموم شده! وقتی که مردی خرج زنش رو میده در واقع داره ازش آزادی خرید میکنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت کنه ولی در واقع شما رو صاحب

میشه! تو کلتون بکنین که اولین شرط آزادی اینه که دستتون تو جیب خودتون باشه.چرا روی مرد حساب میشه؟چون اون داره صورت حساب رو می پردازه!قدرت پول داره بحساب قدرت اون نوشته میشه! اصلاً روتون میشه واسه پول تو جیبی و خرج خونه هی پیشش دست دراز کنین؟بعد هم دو هزارتا جواب پس بدین که با پول قبلی چیکار کردین!! در سراسر دنیا زنها دارن کار میکنن.از تو رستوران گرفته تا توی راکتورهای اتمی، فقط توی این کشورهای سنتی گرای بی در و پیکرو بی صاحب میبینی که زنها چتربازی هم زندگی میکنن! در نتیجه آزادی نمیتونن داشته باشن.اونهایی هم که شاغل هستند باز در جهت اتینا شاغل هستند !! خانومها چرا همش معانی رو غلط تفسیر میکنین؟ جمله مالِ من و مالِ تو نداره دیگه مرد! بابا مرد بخدا! الان زندگی تو هزاره جدید حساب کتاب داره…بگیرین چی میگم.از نان خود بیکدیگر بدهید ولی هرکدام نان جداگانه داشته باشید. این اولین شرطه آزادیه : روی پای خود بودن. شما دنیای نوین می خواین ولی نمی خواین خودتون رو باهاش وفق بدین؟ مگه میشه همچین چیزی؟ اولین شرط زندگی در دنیای امروز اینه:خودت مسؤل ساخت زندگیت هستی. حالا بیام دوباره نظر خواهی رو باز کنم ببینم یه مشت شاعر نوشتن :آه ..ای دل..دوران عشق سپری شد! عاشقی مرد!…کوفت !! بخدا دارم خودمو کنترل میکنم که داد نزنم!………پوف…عزیز من عاشقی نمرده! ولی دوران اینکه تو مسؤل زندگیت نباشی تموم شده.هر فرد 2 راه جلوی پاش داره.یا اینکه کسی مسؤل زندگیت باشه و در مقابلش باید آزادیت رو بهش بدی و یا مسؤل زندگیت باشی و هزینه آزادیت رو هم بپردازی..لوس بازی هم در نیارین!فلسفه مفت هم ننویسین چون حد وسط نداره…این مسائل هیچ ربطی هم به عاشقی یک فرد خود مسؤل نداره..میگیرین چی میگم ؟نداره..نداره…نداره…

اعصابم خرد شد…ول کنین اصلاً…بقیه اش رو بعد براتون میگم…

روی پای خودتون باشین نه شوهرانتون.
ادامه دارد……

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

طلاق…


آخرین قسمت...

طلاق…

اول از همه باید بدونید که مسلماً ممکنه شما در انتخاب خودتون اشتباه کنین.این طبیعیه ولی حماقتی که انجام میدین اینه که فکر میکنین باید اینقدر به این بازی ادامه بدید تا تجزیه روحی بشین! وقتی فرهنگ و عرف غلط اجتماعی اجازه تشخیص درست بهتون نمیده مسلماً باید احتمال بالای گند زدن تو ازدواج رو هم حساب کنین.متاسفانه واقعیت اینه که در ایران و سایر کشورهای سنتی گرا همواره از طلاق بعنوان یه برچسب کثیف برای زن یاد میکنند تا راه دیگری برای به زنجیر کشیدنش وجود داشته باشه.اینقدر این مورد رو سیاه و زشت نشون دادند که در اذهان نقش بسته طلاق یعنی نابودی! در حالیکه طلاق در دنیا یعنی ایجاد فرصتی دوباره با استفاده از تجربه بیشتر…ولی تو ایران تا اسمش میاد پسرها لبشون رو یه ور میکنن، یاد مهریه می افتن! و دخترها هم تصویر گودزیلا رو تو مغزشون ترسیم میکنن! درحالیکه احتمال اینکه به این مرحله برسید واقعاً برای همه افراد یکسانه.بدلیل عدم رفتار صحیح بین زن و مرد در جامعه مسلماً ضریب انتخابی اشتباه بالایی وجود خواهد داشت.ولی متاسفانه افراد حاضرند خودشان و دیگران را از بین ببرند ولی بعنوان یک فرد طلاق گرفته شناخته نشوند.اختلاف یک چیز عادی بین دو نفر میباشد اما بعضی مواقع که افراد هیچگونه سنخیتی با هم ندارند دیگه شورش در میاد و یک صحنه نبرد در جهت تخریب یکدیگر آغاز میشه.واقعیت اینه که خوردن یه کاکتوس درسته از زندگی با بعضی افراد راحتتره! مردانی که فلسفه اونها اینه که خانواده ما از شما یرتره و اینکه به اصطلاح گربه رو دم در حجله بکشند تا زن بفهمه رئیس کیه!زن رو همواره محتاج نگه دارند تا بتونند حکمرانی کنند!! واقعاً خاک برسر بعضیها کنن که دیگه نفهمی رو به انتهاش رسوندند . یا زنانی که اصلاً نمیفهمند زندگی

مشترک یعنی ساخت یک مکان جدید از نقطه صفر نه اینکه حسرتها یا افاده های خونه باباشون رو از مرد طلب کنند! واقعیت اینه که باید سعی کرد که در زندگی به یک تفاهم رسید ولی بعضی افراد واقعاً ارزش ندارند که اصلاً همسر داشته باشند و مسلماً زندگی با این افراد اگر نابودتون نکنه حداقل شما را به یه پله بالاتر ارتقا نمیده.من در قسمتهای قبلی خودم رو خفه کردم تا بشما بگم زندگی فقط در ازدواج خلاصه نشده.خواستم بدونین که ممکنه همین شما که فکر میکنی چشمات رو باز کردی بد جور سیلی بخوری! مردها معمولاً تمام زندگی رو در ازدواج خلاصه نمیکنن و برای همین میبینیم که در مواقع بحرانی ضربه کمتری میخورن ولی من مخصوصاً روی خانمها زوم کردم تا متوجه بشوند دارن در جهتی تمام زندگیشون رو سرمایه گذاری میکنن که احتمال باختنش هم خیلی زیاده..باختن هم حتماً نباید به فعل طلاق ختم بشه بلکه خیلی ساده کافیه زن مردی بشین که از نظر اخلاقی سالمه و موقعیت خوبی هم داره ولی فرهنگش خودخواهیه و زن رو یه دستمال کلینکس میبینه که به وقت احتیاج ازش استفاده کنه و بعد از مصرف بندازه دور! کسی که زن روچیزی بجز یک اسباب بازی شبانه نمیبینه و مسلماً احساساتتون رو منجمد میکنه! نمونه اش هم درصد بالایی از افراد دور و برمون هستند که فکر هم میکنند اصلاً اینگونه نیستند ولی بعد از چند سال …نمونه ساده ترش همین ضربات عاطفی که پسرها و دخترهای عاشق! مدام بهم وارد میکنند…..طلاق آخر دنیا نیست .ولی خیلی از زنها نمیتونند انجامش بدهند .چون ترس از فلاکت و اینکه توانایی سر پای خود بودن رو ندارند اونها رو توی شن زار یک انتخاب غلط نابود میکنه.این هم تقصیر خودشونه.من در قسمتهای گذشته حنجره ام رو پاره کردم و گفتم چیکار باید کرد تا سقف رو سرتون خراب نشه و اگر توجه نکردید یا زمان شما گذشته متاسفانه باید بگم شب بخیر…بازی تموم شد…….طلاق ننگ نیست بلکه یعنی شما در اتخاب یک فرد اشتباه کردید . من قبول دارم شرایط ایران در این مورد از دنیای حیوانات هم ظالمانه تره ولی به هر حال دلیل نمیشه شما روحتون زنگ بزنه.اگر در جهت بهبودتون تکون نمیخورین این مقدار زیادیش از ضعف و ترس شماست.پس لطفاً کمتر دیگران رو مقصر بخونین.دلایل اطرافیان هم چرت و پرته.این یه تصمیم فردیه و اطرافیان فقط میترسن که مجبور بشن خرج شما رو بدن و اینکه نمی خوان اسم

طلاق تو خانواده بیاد! منطق پوسیدشون میگه شما منجمد بشین تا خانواده آبروش حفظ بشه! حالا من نمیدونم صدور مجوز به یک نفر برای کشتار روحی شما ، آبروی این خانواده رو چطور حفظ می کنه!؟ در مورد آقایون هم باید بگم لطفاً یک ذره شرف داشته باشید! اگر قرار شده جدا بشین زنتون رو نقره داغ نکنید!اینقدر شکنجه ندین تا این ششتون حال بیاد! مرد باشین و دستش رو بگیرین تا بتونه رو پاش بایسته و بعد از شما جدا بشه.این فقط یک اشتباه بوده و خسارتش قتل روحی نیست! از طرف دیگه برخلاف نظر عامه اصلاً روی زمین نمی مونین! براحتی خواستگار براتون پیدا میشه با این تفاوت که اینبار شما با تجربه بالاتر اقدام میکنین.خودتون رو هم لوس نکنین لطفاً!!! مثلاً بگین دیگه شوهر نمی خوام چون از مرد بدم اومده!! یا عین آدمهای احمق دوباره خودتون رو به یه چیز ختم کنین و مثلاً این دفعه بگین میخوام بچه ام رو بزرگ کنم!! فرتی هم بچه دار نشین.صبر کنین چند سال رو طی کنین و زمانیکه حس کردید امکانش وجود داره و همه چیز روال منطقی گرفته اینکار رو انجام بدین.هیچ مردی هم با بچه آدم نشده! این تفکر که بچه دار شین تا مرد رو نگه دارین کاملاً پوچ و بی اساسه.در انتها باید بگم تا اونجایی که ممکنه تحمل کنین ولی اگه احساس کردین که شرایط براتون مسائد نیست و دارین خسارت میبینین حتی یک ثانیه رو هم درش تردید نکنین.خانمهایی که همینطور غر میزنند ولی دست رو دست میزارند کسانی هستند که قدرت گرفتن یه تصمیم رو ندارند و همینطور به حرفهای من در بخشهای قبلی توجه نکرده اند.ببخشید ولی باید بگم در اینصورت شما از بین رفتید.دلیلش هم فقط و فقط عدم واقع بینی خودتون بوده و نه دلیل دیگه.در ایران امکان طلاق متاسفانه برای زنها نیست و دلیلش هم وجود یک قانونه 100% برده داریه که حق طلاق رو فقط به مردها میده! و در صورت عدم توجه به گفته های من فکر نمیکنم دیگه بشه کاری کرد.اما در انتها شما اگر احساس میکنین که به آخر خط رسیدید از همسرتون جدا بشین و مجزا زندگی کنین و اگر این امکان هم وجود نداره شما در منزل هرگونه سرویسی رو قطع کنید.این وضعیت شاید بالاخره در جایی قطع بشه…

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

خانمها حقوق شما فراتر از اینهاست…


خانمها حقوق شما فراتر از اینهاست…

ما در کشوری زندگی می کنیم که در اون حقوق زنها عین آب خوردن لگدمال میشه.عرفهای غلط و سنتهای پوچ ، هرکدام یک تیغه قیچی شده است برای برش روح این شاهکار آفرینش…من امروز می خواهم حقایق و راهکارهایی را به اونها نشون بدم تا بتوانند زنان موفقتری بشوند.البته می دونم که با این حرفها سیل توهین بسمت من سرازیر میشه و خیلی از خوانندگانم رو از دست میدم ولی حرفم را میزنم…من مطالب را طی چند بخش توضیح خواهم داد که بخش اول رو به تاریخچه و اشاره ای به ذهنیت بعضی آقایون برای این فاجعه اختصاص دادم.به امید اینکه تا انتها با من باشید…

ماجرا از کجا آب می خوره..
ما ایرانیها مردمانی با ذهنهای شیشه ای هستیم که فقط ادعا داریم!همیشه غر میزنیم که حق ما رو خوردن ، وگرنه ما گل سر سبد آفرینشیم!همش میگیم ما خیلی میفهمیم و کارمون درسته و فقط امکانات نداریم!حالا به من بگید چند نفر از شما نگران ظلمیه که داره به زنان میشه؟ آیا تا حالا به این فکر کردین که کثیف ترین، ضد انسانی ترین و احمقانه ترین قانون قرن 21 در کشور ما به بالاترین سطح در حال اجراست؟ اصلاً 2زار براتون اهمیت داره که بخاطر این قانون ما در جهان بعنوان انسانهای نرسیده معروف شدیم ؟قانونی که حق طلاق و ازدواج رو به مرد میده!!! عاملش هم فقط تن لشی و عدم منطق ما ایرانیهاست که ریشه از باستان دارد و همچنین ورود تفکر مزخرف و تهی اعراب به فرهنگ ما می باشد..بخدا ضعف فرهنگی بعضیها کفرم رو در میاره..یارو انتر راه می افته میگه عقل زن کمه!!من نمیدونم آدم عاقل این پرت و پلاها رو میگه؟ اونیکی به زن میگه ضعیفه!! دِ آخه اگه مردی و قوی بودن به

اون آلت جنسیه که خر از شما مردتره یا حداقل اینقدر مرد هست که براتون قیافه نگیره!!هنوز خیلی ها نمیتونن تا یه زن زیبا میبینن نگن وای چه کس توپیه !!(متاسفم) ، هنوز درصد خیلی بالایی از جوانهای ایرانی نمی تونن تا دور هم جمع میشن راجع به دخترها چاخان نگن! موارد بی مزه تری هم هست.یارو خودش رو آخر کلاس میدونه!تظاهر میکنه که اصلاً به جنس مخالف اهمیتی نمیده!! (که اگر راست هم بگه از نظر عقلی مورد جدی داره.) خلاصه اظهار فضل هم میکنه میگه اینقدر با فرهنگ هستش که درگیر مسائل مهمتریه!!..آخ..مامانم اینا…دو روز بعدش میبینی آقا واسه اینکه شب تو رختخواب با خودش ور نره رفته زن گرفته!! آخه آقای با کلاس ازدواج رو حلال جنسی میدونه!!
تو مغز بعضی ها هم که انگار گچ ریختن!.یارو اومده جیغ میزنه میگه آهای ببینید ما چه بچه های خوبی هستیم! در غرب دارن جسم زن رو با پول میخرن! دو هزارتا هم نشستن اونجا کلشون رو تکون میدن! اینجوری…! اما یکی نمیگه که ما هم داریم قیافه فرهنگی رو میگیریم که در اون روح زن رو با پول دارن میخرن!!..حالا نشینی دو بامبی بزنی تو سر خودت؟!…
واقعیت اینه که خیلی از آقایون از مردونگی فقط اسمش رو دارن . افرادی که درصد بالایی از اونها قادر به ارضای روحی و جسمی یک زن نیستند در حالی که فکر میکنن هستن و بعد از ازدواج تنها زن آنهاست که به دلیل این ضعف به دالان تنهایی پرت میشه.مردها تربیت جنسی ندارند و متاسفانه فکر میکنند که از پس امور بر می آیند….درد خیلی وسیعتر از اینهاست.یک مشت عرب بیابونگرد بیسواد که هیچگونه جذابیت و درک فکری و فهم انسانی نداشت

برای حفظ یک زن برای خودش باید از سلاح دین استفاده میکرد تا بتونه شخصیت با ارزش اون رو به زنجیر بکشه.ببین ما ایرانیها چه بدبختیم که داریم فرهنگ اونها رو قرقره میکنیم.هیچ زنی حاضر نیست با مردی که زندگیش
رو با مالکیت آغاز میکنه زمانی رو سپری کنه..زن دوست داره تصاحب بشه نه اینکه اسیر بشه!! این دو تا با هم فرق داره الاغ!! عرب زن رو مثل اموال
خونه اش میبینه ما هم همینطور! این جمله اختیارش رو دارم ! چه اراجیفیه که آقایون تا زن میگیرن بلغور میکنن ، فکرم میکنن آدم حسابی شدن ؟!من متاسفم برای این کشور که هنوز اینقدر فرهنگ واردش نشده که بفهمند قباله ازدواجه نه قباله خرید!! مردونه آیا میدونین بجز کشورهای سنتی گرا در هیچ جای دنیا مرد بصرف ازدواج حق همخوابی با زنش رو نداره!!یعنی تا زن راضی نباشه اگر مرد بسمتش بیاد قانوناً تجاوز محسوب میشه و جرم!!اونهایی هم که این حق رو نمیپذیرند همون مردانی هستند که منطقشون اینقدر ضعیفه که فکر میکنند با ازدواج حق انجام هر کاری رو بدست میارن و بجای اینکه بی ظرفیتی خود رو ببینند با زور و توهین ضعف خود رو پنهان میکنن…

من رو ببخشین که دوباره داغ کردم.اینهم ضعفه منه..در قسمت بعد به سه علت مهم در ظلم به زن و راهکارهای اون اشاره میکنم…
ادامه دارد….

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

چند تکنیک ساده برای مناسبات زناشویی…


چند تکنیک ساده برای مناسبات زناشویی…

ایمیل های بسیاری طی روز گذشته دریافت کردم که از من خواسته شده بود سایر تکنیک های موجود در مناسبات بین زوجین را برایتان شرح دهم.خیلی از مواردیکه از آنها به عنوان تکنیک یاد میشود در واقع کارهای روزانه میباشند.همانطور که گفتم کشش جنسی زن دارای مراحل مختلفی بوده که آرامش بخشیدن به آن مستلزم رابطه جنسی نمیباشد.بلکه کارهای عمومی تر و ساده تر براحتی میتواند خیلی تاثیر گذارتر از رابطه جنسی باشد..توصیه من به شما این است:کارهای شخصی همسرتان را انجام دهید!!
من بطور خلاصه و فهرست وار چند کار از این جمله را برایتان میشمارم….



1-حمام کردن…می توانید هرچند وقت یکبار که احساس کردید رابطه فی ما بین شما رو به سکون میباشد، با دیدن اولین علائم کشش جنسی در همسرتان از این تکنیک استفاده کنید…شستشوی همسر با آب ولرم به راحتی علائمی از سپاسگذاری را در وی نمایان خواهد کرد…این مسئله بسادگی آثار خستگی روحی و جسمی را از چهره وی خواهد زدود و به سرعت آتش عشق وی را زیاد خواهد کرد..واقعاً در آن لحظات نمی توانید تصور کنید همسرتان چگونه محو وجود شما شده است.
2-شانه کردن…بارها و بارها عنوان شده که این تکنیک قادر است آثار بیاد مدنی بجای بگذارد اما کمتر مردی را دیدم که آن را انجام بدهد این تکنیک زمانی توصیه میشود که همسر شما می خواهد نیم ساعت یک بند صحبت کند و فقط احتیاج به گوش دارد!حرف زدن زن بدلیل اینکه خط مشی ثابتی را دنبال نمیکند بسرعت مرد را کلافه وگیج میکند.اما با این شیوه مرد شروع به برس کشیدن به گیسوان همسرش کرده و یک دلیل موجه برای سکوت و گوش دادن پیدا میکند..زن نیز بعد از مدتی صحبت کردن بشدت آرام میشود و میتوانم بگویم که حتی نمی داند چگونه از شما تشکر کند..

3-لاک زدن…این تکنیک در زمانی توصیه میشود که همسرتان احتیاج دارد که با شما حرف نزند!!!زن همانطور که یک مرتبه با انرژی شروع به صحبت میکند یک مرتبه نیز ساکت میشود واگر از مسئله ای آزرده خاطر باشد مانند گربه خود را جمع کرده و شاید مدتها نزاره گر شما باشد..زنها واقعاً از اینکه همسرشان ناخن های آنها را لاک بزند احساس شعف میکنند…شما میتوانید از این تکنیک در لحظاتی که احساس میکنید همسرتان برای خروج از این وضعیت احتیاج به یک شوک دارد استفاده کنید…مطمئن باشید که لبخند را به چهره وی باز خواهید گرداند…
4-نوازش…باز هم لامسه..بارها به شوهران تاکید شده که در زمانیکه میخواهند تلویزیون تماشا کنند و همسر آنان نیز میخواهد که به او توجه شود از تکنیک نوازش گیسوان استفاده کنند..شوهر میتواند در حالیکه بروی مبل نشسته است سر همسر را بروی پاهای خود گذاشته و مشغول بازی با موهای وی شود..مطمئن باشید که در این لحظه زن مثل چوب خشک شده و جیکش هم در نمی آید!!شما هم براحتی به برنامه تان توجه کرده اید و هم همسرتان را از خود نرنجاندید..زن نیز با این نوازش آرام میشود و یا در آغوشتان میخوابد و یا به برنامه ای که شما میبینید توجه میکند….

تکنیکهای واقعاً زیادی وجود دارند ولی من چند تا از ساده ترین آن را برایتان گفتم تا بدانید سعادت و اثبات علاقه بسیار ساده و پیش روی شماست ولی آن را نمیبینید..بدانید که با کمی تفکر شما نیز تکنیک های بیشماری در ذهن خود دارید که میتوانید از آنها استفاده کنید……

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com

اهمیت لامسه در روابط زناشویی...


اهمیت لامسه در روابط زناشویی...

بودا در یکی از جلسات برای شاگردان خویش چنین گفت: من هیچ شکل،رایحه ، صدا ویا تماسی را مانند وجود یک زن سراغ ندارم که بتواند اینچنین در یک مرد ایجاد هیجان کند.درواقع زمانی که ما چیزی را میبوئیم فقط بینی ما آن را حس میکند.این وضعیت برای در کلام و سایر حواس نیز صادق است بجز حس لامسه…در تمام سطح پوست ما مراکز لامسه وجود دارند.وقتی می گوییم که کسی را با تمام وجود دوست داریم اغراق نکرده ایم چون در عشق هر نقطه از سطح بدن ما مرکزی برای احساس لذت میباشد.دلیلی که پیرمرد و پیرزنها اینهمه با علاقه یکدیگر را نوازش میکنند این است که آنها ضعف قدرت جنسی را براحتی با لامسه جبران میکنند…حال با این مقدمه می خواهم مطلبی را برایتان روشن کنم…
آقایا ن متاسفانه بدلیل عدم تربیت جنسی فکر میکنند که کشش جنسی یک مرحله دارد و آن هم دوای دردش رابطه جسمی میباشد!!..آقایان بمحض اینکه گرایشی از همسرشان به سمت خود احساس کنند میگویند: ..خب دیگه، الان وقتشه که من نقش یک شوهر ایدآل رو بازی کنم!!!و شروع به رابطه جنسی میکنند و بعد هم فکر میکنند که عجب شوهران کار درستی هستند که این همه به همسرانشان رسیدگی میکنند!!نتیجه اینکه بدلیل عدم استفاده درست از رابطه جنسی زن دچار یک نارضایتی پنهان می شود.زیرا که مانند کسی میماند که آب میخورد ولی هنوز تشنه میباشد..باید بدانید که کشش جنسی مراحل دارد..مثلاً اگر آن را به 10 قسمت تقسیم کنیم از درجه 1 تا 6 یا 7 لازم نیست شما را رابطه جنسی داشته باشید چون خواست زن نیست…ولی شما هر مرحله ای رو 10 تعبییر میکنید و میگویید :…خانم ، برو تا بریم!!!!!

چیزی که باید بدانید این است که حس لامسه یکی از عواملیست که براحتی نیاز جنسی زن را بدون ایجاد رابطه در مراحل ابتدایی پاسخگو میباشد…متاسفانه آقایان فکر میکنند که رابطه مانند چراغ برق است که تا کلید آن را بزنی همه جا روشن و غرق شادی شود و به محض خاموشی همواره برای روشن شدن آماده باشد!!..آقایان باید بدانند که اهمیت لامسه برای همسرانتان خیلی بیشتر از میکانیسم اقتران میباشد.حتماً باید کشش را در مراحل ابتدایی شناسایی کنید و از تکنیک های مختلف برای ارضای روحی و جسمی وی استفاده کنید…از آن جمله من به تکنیک ماساژ دادن اشاره میکنم…
ماساژ دادن اندام های بدن ضمن اینکه باعث بهتر بحرکت در آمدن خون در بدن شده و خستگی را دفع میکند از نظر روحی یک نوع قدردانی مرد را برای زن تداعی میکند. و نیز امکان ارضا جسمی و روحی را در مراحل پایین که منظور زن ایجاد رابطه نمیباشد را داراست….زن به محض تماس دست یک مرد با خود احساس لذت و شعفی را در تمام بدن خود حس میکند.ماساژ دادن و لمس کمر و نقاط بدن عموماً یک حالت خلصه روحی برای زن بوجود می آورد که این حالت براحتی ارضا کننده روح وی میباشد و دیگر نیازی نیست که شما از رابطه فیزیکی استفاده کنید و پدر خود و همسرتان را در آورید…آخرش هم خسته و کوفته یواشکی فکر کنید چرا دیگه لذتی نداره؟؟..انگار یه چیزی کمه؟؟!!

پس در لحظاتی که در همسرتان احساس سبک کشش جنسی میکنید با ماساژ دادن وی را به آرامش برسانید وانرژی خود را حفظ کنید ضمن اینکه از بی اثر کردن رابطه جنسی با همسرتان جلوگیری کرده اید…...

http://Www.MansourGhiyamat.BlogSpot.Com